غیر ممکن، محال است

غیر ممکن، محال است

موفقیت،بزرگترین آرزوی بشر(6)

موفقیت
مقاله ی قبل (دنیا، سرجنگ ندارد)

 

1-غیرممکن وجود ندارد.

 

«عظمت زندگی در علم نیست، بلکه در عمل است». 

                                                                          تامس هنر

چرا برخی از افراد در کارهایشان ناموفق‌اند. عدم موفقیت آنها به دو دلیل عمده است:

اولاً: در پاسخ به مسئولیت‌ها و فرصت‌های پیش آمده، از خود مقاومت و شکیبایی نشان نداده و در اجرای کارها سهل انگاری کرده‌اند.

ثانیاً: راه و روش انتخابی آنها نادرست بوده است. به عبارت دیگر به جای سنجیدن همه جانبه و دقیق کار و ایجاد امکانات لازم برای انجام آن بلافاصله وارد عمل شده‌اند.

باید بدانید که تصمیم‌گیری برای شروع کار به خودی خود گامی مثبت است، ولی اگر بدون مطالعه ی قبلی و مشورت اقدام کنیم، به نتیجه ی دلخواه نخواهیم رسید.

کار بی‌مطالعه شاید در آغاز به هر نحوی پیش رود اما زمانی فرا می‌رسد که ما با بن‌بست مواجه می‌شویم و از آنجا که پیشاپیش چاره‌ای نیندیشیده‌ایم، دلسرد و نومید می‌شویم و اصل هدف را محکوم می‌کنیم و در نهایت آن را به فراموشی می‌سپاریم.

«من به هر کاری دست زدم در آن موفق شدم، زیرا به دست آوردن موفقیت را اراده کرده بودم. من هرگز در کاری درنگ نکرده‌ام و این عمل باعث شد که همیشه پیروز شوم».  ناپلئون

2- کار بزرگ!

 

«اگر کار را به بخش‌های کوچک تقسیم کنید و جزء جزء انجامش دهید، به نظر بزرگ و دشوار نمی‌آید».

                                                هنری فورد

بهترین شیوه ی انجام کار بزرگ و ظاهراً غیرممکن، تقسیم آن به کارهای کوچک است. پرداختن به یکایک این کارهای کوچک و انجام آنها در نهایت ما را به انجام کار بزرگ قادر می‌سازد. یقین داشته باشید که پیمودن گام به گام مسیر هدف، سختی‌ها را بر شما هموار خواهد ساخت. به یاد داشته باشیم فتح‌ قله ی اورست، از گام‌های 30سانتی‌متری آغاز شد.

3- تمرکز تمام نیرو در یک نقطه.

 

«استقامت ما باعث موفقیت است». 

                                              کاظم‌زاده ایرانشهر

شما که مصمم شده‌اید هدفی را در مدتی محدود دنبال کنید، باید سختکوش باشید. همه ی نیرویتان را در یک نقطه متمرکز سازید، ولی سخت‌کوشی به معنای آن نیست که دیوانه‌وار به دنبال هدفی باشید بلکه باید سعی کنید با نظم و سازماندهی بر ارزش کار خویش بیفزایید.

4- ضمیر ناخود آگاه.

 

«این نیروی تحلیل است که برق این شهر را به وجود آورد». 

                                                                              تیلر

متأسفانه کار کرد ضمیر ناخود آگاه برای همه روشن نیست و فقط برخی از افراد در تنگناها از ضمیر باطن خود طلب یاری می‌کنند. امروزه در مورد این ضمیر و نقش آن در زندگی صدها کتاب نوشته شده که همگی در یک مطلب هم‌صدا هستند: «آرزوها و اهداف خود را به ضمیر باطن بسپارید تا با دقت روی آن کار کند و نتیجه ی صحیح را در اختیارتان قرار دهد».

سپردن آرزوها و خواسته‌ها به ضمیر باطن و درخواست راه حل از آن چنانچه بصورت یک عادت روزمره درآید، به حل مشکلات کمک موثری خواهد کرد.

همه ی ما استعداد نابغه شدن داریم، به شرطی که قادر به استفاده از اندیشه ی خلاق خود باشیم.

اراده کنید و اجازه دهید ضمیر ناخود آگاه شما کانون آرمان‌ها، اهداف و خواسته‌هایتان باشد. ضمیر ناخود آگاه مانند سایر اعضاء بدن موقتاً به خواب نمی‌رود بلکه پیوسته در حال فعالیت و تکاپوست؛ بنابراین افکار مثبت و منفی شما، خواسته یا ناخواسته، به ضمیر ناخود آگاه راه می‌یابد و با نگاه موشکافانه مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. البته بهتر است با بکارگیری «اراده» افکار مثبت و سازنده را به ضمیر ناخود آگاه انتقال دهید، زیرا افکار منفی و مخرب پاسخ‌های ناخوشایندی را نیز به دنبال خواهند داشت. مثل فارسی زیر مصداق بارز این گفته است:

«از آنچه می‌ترسیدم به سرم آمده»

ضمیر باطن همواره به خواسته‌های درونی اعم از مثبت یا منفی پاسخ می‌دهد. در نتیجه اگر از موضوعی بترسید و دائماً آن را با خود تکرار کنید، مغز نیز بدون تبعیت از شما همان پاسخی را می‌‌دهد که شما پیش خود تکرار کرده‌اید.

هرگز ذهن خود را با این افکار که من عوض شدنی نیستم، این جوری به دنیا آمده‌ام، زندگیم با این حرف‌ها تغییر نمی‌کند و یا وضع من با دیگران فرق دارد آلوده نسازید، زیرا اندیشه ی منفی همواره به نتایج منفی می‌انجامد.سعی کنید زندگی را از دریچه‌ای دیگر ببینید تا پاسخی جدید و امید بخش نصیبتان گردد.

خود را از شر افکار ناامید کننده و منفی برهایند. فقط در این صورت است که می‌توانید به آرزوهای دور و درازتان جامه ی عمل بپوشانید. مطلب مهمی که همواره باید در نظر داشته باشید، توصیه ی ماکسول مالتز است. او می‌گوید: «سعی کنید در آن واحد تنها یک مساله را به مغز بسپارید.» به این ترتیب، شما باید در هر لحظه تمام آگاهی خود را به یک کار متمرکز سازید و بقیه را به طور موقت رها کنید. پس از حل یک مشکل، خواسته ی دیگری را به مغز بسپارید و در انتظار راه حل باشید.

در مقاله ی بعد به چهار مرحله از موفقیت اشاره می کنیم.

ادامه دارد...

 

منبع: منبع:کتاب تکنولوژی و مهندسی فکر

نویسنده:دکتر محمد علی حقیقی

حرف نزن!عمل کن

حرف نزن!عمل کن

موفقیت،بزرگترین آرزوی بشر(7)

موفقیت
مقاله ی قبل(غیر ممکن، محال است)

 

مراحل موفقیت

 

انسان‌های برتر راه ثابتی را برای موفقیت در پیش می‌گیرند و با پا نهادن در این راه به موفقیت نهایی می‌رسند. زیرا افراد برای رسیدن به موفقیت باید مراحلی را طی کنند و علت اینکه برخی به هدف‌های خود و در نتیجه به موفقیت نمی‌رسند و یا زندگانی دلخواه خود را ندارند این است که این مراحل را یا اصلاً انجام نداده‌اند و یا به درستی به کار نگرفته‌اند. با اجرای این چهار دستور، نیروی موفقیت را در خود تقویت کنید:

1- اولین قدم آن است که نتیجه ی دلخواه را بدانید، یعنی هدف را مشخص کنید.

توجه داشته باشید که مشکل‌ترین مرحله در رسیدن به موفقیت، انتخاب و مشخص کردن هدف است. هدف و مقصود در زندگی مانند موتوری است که به ما نیرو می‌بخشد. باید اهداف را در کار و زندگی معین کرد و برای رسیدن به آنها طرح و نقشه‌ای ریخت و سپس آن را اجرا کرد. باید بر پایه هدف‌های خود برنامه ی سالیانه و ماهیانه بریزید و همه ی نیروی خود را روی آن متمرکز کنید. باید توجه داشته باشید بین اعمالی که برای دستیابی به هدف انجام می‌شود و کارهایی که برای دلخوشی و تسکین هیجان‌های درونی انجام می‌گیرد، تفاوت بسیار وجود دارد. باید اوقات و نیروی خود را به کارهایی اختصاص دهید که جزیی از هدف‌هایتان باشد در غیر این‌صورت حتی اگر آن کارها مفید هم باشند، شما را به مقصد نمی‌رسانند. هر طور شده طرحی برای خود بریزید و هر عملی را که برای تکمیل آن لازم می‌باشد انجام دهید.

بعضی از کسانی که در اطراف ما هستند هدف دارند ولی هدف‌های آنها بی‌ارزشند. باید سعی کنید اهداف ارزشمندی برای خود انتخاب نمایید.

هدف مشترک انسان‌های موفق، خودسازی و رشد شخصیت، خلاقیت، خدمت به بشریت و نوع دوستی و از این قبیل می‌باشد. چنین هدف‌هایی است که آنها را از دیگران ممتاز می‌سازد.

سعی کنید هدف‌هایی را که برای خود انتخاب می‌کنید روشن باشند. رسیدن به هدف را باور کنید و قابل دسترسی بدانید. یکی از ویژگی‌های  افراد موفق آن است که وقتی با آنان ملاقات می‌کنید آنها را مانند موشکی می‌بینید که به روی هدفی شتابان در حرکتند. در هر لحظه مسافتی را طی می‌کنند و همه ی نیروی خود را به کار گرفته‌اند تا به هدف اصابت کنند.

2- قدم دوم ،عمل کردن است.

در غیر این‌صورت خواسته‌های شما به صورت آرزو باقی خواهند ماند. برای انجام هدف و به اجرا در آوردن آن باید شرایط لازم فراهم باشد و گرنه یا انجام نمی‌شوند، یا به تأخیر می‌افتند. همیشه به خاطر داشته باشید که اگر در زندگی طالب چیزهای ارزشمند و رسیدن به موفقیت هستید ناچار باید رنج‌های کوتاه مدتی را تحمل کنید تا به خوبی‌های دراز مدت دست یابید. البته رنج و لذت دارای سطوح و درجات بسیار است. بسیاری از افراد می‌خواهند در زندگی خود به موفقیت برسند ولی قادر به انجام آن نیستند و سرخورده می‌شوند. زیرا این افراد سعی نکرده‌اند در رفتارهای خود تغییری ایجاد کنند و به رفع مشکل بپردازند. یک انسان موفق باید ابزار و امکانات اولیه را مدنظر داشته باشد و بداند که شنیدن، دیدن، درک کردن و تجزیه و تحلیل کردن یک طرف قضیه است آنچه که از همه ی اینها مهم‌تر است تصمیم‌گیری و اجرا کردن است.

3- قدم سوم یافتن راهی برای کنترل است.

باید بازتاب‌ها و نتایج اقدامات خود را مورد بازنگری و بررسی قرار دهیم تا بفهمیم، کارها و اقداماتی که انجام می‌دهیم، ما را به موفقیت و رسیدن به اهدافمان نزدیک می‌کند و یا از آن دور می‌سازد. باید بدانید دستاورد عملکرد شما چیست. خواه عملکرد شما گفتگو با  کسی باشد و یا عادات روزمره زندگی، اگر آن دستاورد، دلخواه شما نیست، دقت کنید که عمل شما چه نتایجی به بار آورده تا بعنوان تجربه انسانی از آن چیزی یاد بگیرید.

4- قدم چهارم ایجاد نرمش برای تغییر رفتار به گونه‌ای که به نتیجه دلخواه برسیم.

باید رفتارهای خود را با توجه به تغییرات جدید تغییر دهیم تا با هدفمان سازگاری پیدا کند. برای اینکه تغییر پایداری در زندگی خود به وجود آورید، باید راه تازه‌ای بیابید و نتایج آن را خوب بررسی کنید.

باید بدانید که اولین قدم برای ایجاد هر گونه تغییر رفتار، آگاهی از نیروی عظیم رنج و لذت و تأثیر این عواطف بر اعمال و کردار ماست. این آگاهی بدان معنی است که بدانیم اندیشه‌ها، جملات، تصورات و صداها همیشه با احساسی از رنج و یا لذت همراه است و تلفیق آنها عملی است که بطور مداوم در ذهن ما انجام می‌شود.

ما باید برای رسیدن به هدف مورد نظر خود رفتارهای خود را تغییر دهیم، زیرا با رفتارهای  گذشته‌‌مان نمی‌توانیم به هدف تازه‌ای برسیم. نیازمند تغییرات جدید هستیم تا تناسبی بین رفتارها و اهدافمان ایجاد شود و در نتیجه به موفقیت برسیم.

در مقاله ی بعد «به چگونگی به خدمت گرفتن محیط اطراف» برای رسیدن به« موفقیت» می پردازیم.

ادامه دارد...

منبع: منبع:کتاب تکنولوژی و مهندسی فکر

نویسنده:دکتر محمد علی حقیقی

به کوری چشم حسودان

به کوری چشم حسودان

موفقیت،بزرگترین آرزوی بشر(8)

 

مقاله ی قبل(حرف نزن!عمل کن)

 

برای دستیابی به موفقیت محیط اطراف خود را به خدمت بگیرید.

 

هر فرد در محیطی قرار دارد که اگر بتواند بر محیط و عوامل محیطی آن تسلط پیدا کند و در جهت منافع خود از آنها استفاده نماید، حتماً به موفقیت دست خواهد یافت. برای خدمت گرفتن محیط اطراف خود اقدامات زیر را انجام دهید:

 

1- نسبت به محیط خود هوشیار باشید. هر اتقاقی که در محیط  اطرافیان می‌افتد ببینید و آن را در جهت رسیدن به موفقیت بکار بندید.

 

2- محیط خود را به گونه‌ای تحت اختیار درآورید که در جهت منافعتان کار کند نه به ضررتان، سعی کنید محیط اطرافتان را در جهت منافع خودتان تغییر دهید.

 

3- اجازه ندهید مردم کوچک اندیش شما را عقب نگه دارند. مردم حسود دوست دارند زمین خوردن شما را ببینند، آنها را از این لذت محروم کنید. همواره در نظر داشته باشید که معاشرت با مردم کوچک اندیش شما را نیز کوچک‌اندیش خواهد کرد، پس، از معاشرت با آنها خودداری کنید و به عقاید و نظرات آنها کوچک‌ترین اهمیتی ندهید.

 

«اگر تا بحال مورد حسادت واقع نشده‌اید، به این دلیل است که تا بحال به کار بزرگی دست نزده‌اید.»
 
4- به خودتان استراحت روحی فراوان بدهید. با گروه‌های جدید رفت و آمد کنید؛ و دقت داشته باشید که افراد، شما را در رسیدن به اهدافتان کمک و یاری کنند، نه اینکه مانع شما شوند.

 

5- از مردم موفق راهنمایی بخواهید. آینده ی شما مهم است. پس با این کار می‌توانید برای آینده ی خود برنامه‌ریزی کنید تجارب آنها را به کار ببندید تا به موفقیت‌های مثبتی که آنها رسیده‌اند برسید.

 

6- سموم فکری را از محیط خود به دور افکنید. از غیبت دوری کنید، راجع به مردم حرف نزنید و در موضع مثبت قرار بگیرید.

 

7- در هر کاری که انجام می‌دهید درجه یک و بهترین باشید. نگذارید دیگران از شما پیشی بگیرند و شما عقب بمانید. همیشه سعی کنید نفر اول باشید.

 

در مقاله ی بعد به بحث"

تسلط بر قابلیت های شخصی برای رسیدن به  موفقیت "می پردازیم.

 

ادامه دارد...

 

منبع:کتاب تکنولوژی و مهندسی فکر

نویسنده:دکتر محمد علی حقیقی

 

هفت باور مرموز

هفت باور مرموز

موفقیت،بزرگترین آرزوی بشر(10)

باورهای مرموز

مقاله ی قبل(هر چه بخواهی، می یابی اگر...)

 

هفت باور مرموز که موجب موفقیت می‌شود :

 

راه موفقیت این است که هدفمان را بدانیم، دست به عمل بزنیم، بدانیم که به چه نتایجی دست یافته‌ایم و قدرت انعطاف و تغییرپذیری داشته باشیم تا به موفقیت دست یابیم. یعنی در واقع بدانیم چه می‌خواهیم و برای رسید به آن وارد عمل شویم و با توجه به موفقیت در رفتارمان تغییرات مهم را ایجاد کنیم. در مورد اعتقادات و باورها نیز چنین است. باید باورهایی را بیابید که شما را دلگرم کند و به مقصودی که می‌خواهید برساند.

 

این هفت باور به ما یاد‌آور می‌شود که هر قدر به چیزی معتقد باشیم باز هم لازم است که دریچه‌های ذهن خود را به روی عقاید و امکانات دیگر باز بگذاریم و همیشه برای یادگیری مطالب تازه‌تر آمادگی داشته باشیم.

 

با انجام دادن این هفت باور به موفقیت خواهید رسید ولی به یاد داشته باشید که تنها انجام این هفت باور و عقیده نیست که باعث موفقیت می‌شود بلکه عوامل دیگری هم نقش دارند. اما شروع خوبی است:

 

باور شماره یک: هر حادثه دارای دلیل و مقصودی است که به مصلحت ما است.

 

تمام افراد موفق توانایی عجیبی دارند و در هر موقعیت به امکانات موجود و نتایجی که ممکن است از آن حاصل شود توجه می‌کنند و سریع آن وضعیت را در جهت مثبت و به نفع خود به کار می‌گیرند. از طرفی اعتقاد دارند که اگر به دنبال نتیجه مثبت هستند باید آن را عملاً انجام دهند.

 

باور شماره دو: چیزی به نام شکست وجود ندارد.

 

شکسپیر می‌گوید: «تردیدها به ما خیانت می‌کنند. ما را از کوشش برحذر می‌دارند و از پیروزی‌هایی که به احتمال زیاد نصیب ما خواهد شد محروم می‌سازند».

هر آنچه که بشر آموخته از طریق آزمایش و خطا بوده است.

بزرگترین عامل بازدارنده مردم، ترس از شکست است. انسان‌ها تنها از طریق اشتباه به موفقیت می‌رسند.

هر گاه در زندگی کاری را انجام داده‌ایم اگر فکر کنیم که تجربه‌ای بدست آورده‌ایم بهتر از آن است که فکر کنیم شکست خورده‌ایم باید به پدیده‌های زندگی با دید تجربه نگاه کنیم.

 

باور شماره سه: مسئولیت هر اتفاقی را به گردن بگیرید.

 

یکی از صفاتی که میان رهبران بزرگ و افراد موفق مشترک است این است که فکر می‌کنند دنیای خودشان را خودشان می‌سازند. همیشه می‌گویند: «مسئولیت کاری که انجام می‌دهم را خودم می‌پذیرم».

 

باور شماره چهار: برای بهره بردن از چیزی شناخت کامل آن لازم نیست.

 

افراد موفق معتقدند برای اینکه چیزی را مورد استفاده قرار دهند لزومی ندارد همه اطلاعات را درباره ی آن بدانند. همیشه توجه دارند که چه اندازه اطلاعات مورد نیاز آنهاست و همیشه می‌دانند که به چه چیزهایی احتیاج ندارند و باید در وقت خسّت نشان بدهند و بدانند که بدست آوردن اطلاعات کامل هیچ‌گاه امکان‌پذیر نخواهد بود.

 

باور شماره پنج: بزرگترین سرمایه ی شما دیگرانند.

 

افرادی که به بهره‌وری رسیده‌اند تقریباً بدون استثناء دارای حس قوی احترام و تحسین نسبت به دیگران هستند. هیچ موفقیت پایداری بدون احساس صمیمیت و یگانگی با مردم به‌وجود نمی‌آید. راه موفقیت تشکیل گروه موفق و همکاری با یکدیگر است.

باور شماره شش: کار نوعی تفریح است.

مارک تواین می‌گوید: «راز موفقیت آن است که شغل را جزو تفریحات خود قرار دهید». افراد موفق همین‌کار را می‌کنند. آنها دیوانه‌وار کار می‌کنند. زیرا کار، آنها را به شوق می‌آورد. در زندگی کار را تبدیل به بازی نمایید. (تا بحال بررسی کرده‌اید که چرا یک کودک از صبح تا شب بازی می‌کند ولی خسته نمی‌شود) در مباحث بعد ویژگی‌های این عامل مورد بحث قرار خواهد گرفت.

 

باور شماره هفت: هیچ توفیق پایداری، بدون پشتکار بدست نمی‌آید.

افراد موفق به نیروی پشتکار ایمان دارند.

اگر به افراد موفق بنگرید، می‌بینید که آنها لزوماً بهتر، با هوش‌تر، سریع‌تر و قوی‌تر از دیگران نبوده‌اند، بلکه پشتکار بیشتری داشته‌اند.

افراد موفق می‌خواهند به هر قیمتی که شده موفق شوند. البته این را باید مد نظر داشت که موفقیت به بهای لطمه زدن به دیگران نمی‌باشد. در مقاله ی بعدبه هفت خصلت اساسی جهت رسیدن به موفقیت می پردازیم.

 

ادامه دارد...

 

منبع:کتاب تکنولوژی و مهندسی فکر

نویسنده:دکتر محمد علی حقیقی

 

تعریف موفقیت


تعریف موفقیت:بیشتر دانشمندان و نویسندگان
                       
سعی کرده‌اند تعریف جامع و کاملی از موفقیت ارائه دهند تا

                       
مورد استفاده همگان قرار گیرد، اما شمار فراوان این تعاریف

                       
خود موجب گردیده است که تا به حال توصیف دقیق و مشخصی از

                       
این کلمه در دست نباشد و در واقع ندانیم که اصولاً موفقیت

                       
چیست و ما دستیابی به چه چیزهایی را موفقیت

                       
می‌نامیم
.
یکی از دلایل عمده ی تعدد تعاریف موفقیت،

                       
برداشت‌های گوناگونی بوده که از این مفهوم شده است. بسا

                       
افرادی که به دلیل دستیابی به خواسته‌هایشان، خود را موفق

                       
و کامیاب می‌پندارند، امّا این موفقیت‌ از نظر دیگران

                       
چندان ارزش و اعتباری ندارد. و یا افرادی هستند که احساس

                       
می‌کنند، موفق شده‌اند ولی وقتی واقعاً در آن تفکر

                       
می‌کنند، می‌بینند پدیده ی فوق واقعاً، آن موفقیتی که فکر

                       
می‌کردند نیست. بنابراین موفقیت امری نسبی بوده و هرگز

                       
تعریف واحدی به خود نمی‌پذیرد
.



«
آرامش و

                       
اطمینان، بهترین موفقیت است
»
آلفرد

                       
اوستن

در نظر اکثریت مردم فرد موفق کسی است که به

                       
آرزوهای خود رسیده و در درون،احساس رضایت خاطر دارد، که

                       
این خود حاصل تلاش و کوشش مداوم در زندگی می‌باشد. البته

                       
این را هم باید دانست که هیچکس واقعاً موفق نیست، مگر آنکه

                       
خوشبخت باشد و خوشبخت کسی است که کاری مفید و با ارزش

                       
انجام دهد
.
می‌توان گفت موفقیت به مفهوم برخورداری

                       
از بسیاری مواهب است، از جمله: رفاه نسبی در زندگی، کسب

                       
احترام، بزرگی و عزّت در محیط کار و در عرصه ی اجتماع،

                       
رهایی از نگرانی، سرخوردگی و شکست. موفقیت یا کامیابی هدف

                       
زندگی است، هر انسانی خواهان موفقیت بوده و طالب بهترین

                       
چیزهایی می‌باشد که از روزگار می‌تواند بدست آورد. نخستین

                       
و بهترین ایستگاه آن است که از هم اکنون خود را در شمار

                       
افراد منتخبی قرار دهید که می‌خواهند از روزگار کام

                       
ستانند
.
موفقیت، جریان مداومی است که ضمن آن مشتاق

                       
و آرزومند توفیق‌های بیشتری هستیم. و در واقع راه موفقیت

                       
همیشه در دست ساختن است
.
موفقیت پیش رفتن در مسیر

                       
است، نه به نقطه ی پایان رسیدن
.


موفقیت

                       
واقعی چیست؟

کوشیدن، جستن، یافتن و هرگز تسلیم نشدن راز

                       
موفقیت واقعی است؛ که اگر به آن دست یابیم با تمام وجود

                       
احساس رضایت خواهیم کرد
.
در این سلسله مقالات به

                       
هفت اقدام اشاره می کنیم که با انجام آنها به موفقیت واقعی

                       
می‌توان دست یافت
:
در این مقاله به بحث نیروهای

                       
درونی می پردازیم
.

1-
نیروهای درونی خود را آزاد

                       
کنید
:
امام علی (ع) می‌فرماید
:
آیا

                       
می‌پنداری که جسم کوچکی هستی،

در حالی که در درون

                       
تو جهان بزرگی نهفته است
.
لحظاتی با خود خلوت کنید،

                       
در چشمه ی صاف و فراوان اندیشه‌ها، غرق شوید و نیروهای

                       
عظیم و حیات‌بخش خود را در نظر آورید
!
کاوش‌ها و

                       
پژوهش‌های عصر حاضر در مورد انسان حاکی از آن است که

                       
برخلاف آنچه تصور می‌کنند، انسان‌ها، کم یا بیش دارای

                       
منابع و ذخایر بالقوه و خداداد مشابهی هستند و از این لحاظ

                       
تفاوت فاحشی بین آنها وجود ندارد
.
عده‌ای این

                       
استعداد و ذخایر را در وجود خویش کشف می‌کنند و با بکار

                       
بستن آن به نتایج عظیم و شگرفی دست می‌یابند و عد‌ه‌ای

                       
دیگر از توانایی‌های بالقوه ی خود استفاده نکرده و آنرا با

                       
خود به گور می‌برند. تفاوت انسان‌های موفق جهان با سایر

                       
افراد در همین است
.نیروهای آشکار و پنهانی که در درون
                       
انسان وجود دارد و متناسب با شرایط محیطی خاص، از طریق

                       
نظام عصبی واکنش نشان می‌دهند عبارتند از: شعور و آگاهی،

                       
قدرت جسمانی، عشق و علاقه، نبوغ و خلاقیّت، ایمان، پشتکار،

                       
خشم، شهوت، کینه، اعتماد به نفس، اراده، شادی و نشاط، غم و

                       
اندوه، ضعف و کسالت، اضطراب و نگرانی، حساسیت، کنجکاوی،

                       
مهر و محبت و
...
هر یک از این نیروها همانند یک

                       
بردار، دارای شدت و جهت معینی هستند که اندازه و جهت آن در

                       
افراد مختلف و در حالت‌های گوناگون با یکدیگر تفاوت دارد
.
                       
این نیروها نیز فعال نیستند و تأثیر چندانی در رفتارها

                       
ندارند. فرآیند مجموع این نیروهاست که روحیه و عملکرد

                       
انسان را شکل می‌دهد و او را وادار به بازتاب در مقابل

                       
عوامل محیطی می‌کند. اگر این نیروها تحت تأثیر محرک‌ها با

                       
شرایط ویژه‌ای آزاد و همسو شوند، نیروی عظیمی پدید می‌آید

                       
که دارای انرژی خارق‌العاده‌ای است و انسان را بسیار

                       
نیرومند می‌کند به طوری که قادر خواهد بود حتی بعضی از

                       
کارهای غیرممکن را، ممکن کند. اگر همسو شدن نیروها در جهت

                       
مثبت باشد، انرژی بیکران آزاد خواهد شد و انسان را در جهت

                       
مثبت به منظور سازندگی حرکت می‌دهد و اگر این نیروها به هر

                       
دلیل و تحت هر شرایطی در جهت منفی و مخالف، همسو شوند،

                       
آنگاه همین نیروی عظیم در جهت تخریب و نابودی انسان عمل

                       
می‌کند. سستی و تنبلی، افسردگی و کسالت روحی، خشم و خشونت،

                       
کشتار دسته‌جمعی، قتل عام و بسیاری از رویدادهای دیگر، از

                       
همین قبیل است
.

«
موفقیت همیشه با ذهنیت‌های مثبت

                       
ایجاد می‌گردد و زاییده ی آن است

شاه

                       
آبادی


«
وین دایر» در تشریح تصویر یک شخصیت سالم

                       
می‌نویسد
:

«
داشتن انرژی سرشار و قابل ملاحظه، از

                       
ویژگی‌های شخصیت سالم است. شور زندگی در وجودش موج می‌زند
.
                       
عشق و اشتیاق، انرژی پر قلیانی را در او متمرکز می‌کند و

                       
او را به چنین تکاپو وا می‌دارد. ساعات کمی را به خواب

                       
اختصاص می‌دهد و مفهوم بی‌حوصلگی و کسالت را نمی‌فهمد
.
                       
مجموعه رویدادهای زندگی‌اش، حاصل احساسات، اندیشه‌ها،

                       
تلاش‌ها و فرصت‌هاست، حتی اگر در زندان باشد، فکر خود را

                       
بطور بدیهی بکار می‌اندازد تا با استفاده از اوقات، از فلج

                       
شدن شور و شوقش نسبت به زندگی جلوگیری کند

پس

                       
نتیجه می‌گیریم که اگر این نیروها به طور سازنده و مثبت با

                       
یکدیگر جمع شوند، چگونه به خدمت انسان در

                       
می‌آیند
.
حال وقت آن است که ابتدا این نیروها را

                       
آزاد کرده، سپس در جهت مثبت بکار گیریم. با این کار، نیروی

                       
درونی ما بسیار قدرتمند می‌شود و قادر خواهیم بود اختیار

                       
زندگی و سرنوشت خویش را در قلمرو ممکن‌ها بدست

                       
گیریم
.
امام علی (ع) می‌فرماید: درد تو از توست،

                       
ولی تو بدان بصیرت نداری و درمان تو نیز در درون توست،

                       
لیکن تو بدان آگاهی نداری
.در دیدگاه حضرت علی (ع)
                       
انسان تمامی هستی را در درون خویش دارد ولی بدان آگاهی و

                       
شعور ندارد. انسان بالقوه قادر است بر اسرار عالم امکان،

                       
آگاهی یافته و نسبت به آنها علم حضوری پیدا

                       
کند
.
منبع:کتاب تکنولوژی و مهندسی فکر
-
                       
نویسنده:دکتر محمد علی حقیقی