هفت باور مرموز که موجب موفقیت میشود
با انجام دادن این هفت باور به موفقیت خواهید رسید ولی به یاد داشته باشید که تنها انجام این هفت باور و عقیده نیست که باعث موفقیت میشود بلکه عوامل دیگری هم نقش دارند. اما شروع خوبی است:
Ø باور شماره یک: هر حادثه دلیل و مقصودی است که به مصلحت ما است.
تمام افراد موفق توانایی عجیبی دارند و در هر موقعیت به امکانات موجود و نتایجی که ممکن است از آن حاصل شود توجه میکنند وسریع آن وضعیت را در جهت مثبت و به نفع خود بکار میگیرند. از طرفی اعتقاد دارند که اگر به دنبال نتیجه هستند باید آن را عملاً انجام دهند.
Ø باور شماره دو: چیزی به نام شکست وجود ندارد.
شکسپیر میگوید«تردیدها به ما خیانت میکنند.ما را از کوشش برحذر میدارند و از پیروزیهایی که به احتمال زیاد نصیب ما خواهد شد محروم میسازند».
هرگاه در زندگی کاری را انجام دادهایم که اگر فکر کنیم تجربهای بدست آوردهایم بهتر از آن است که فکر کنیم شکست خوردهایم باید به پدیدههای زندگی نگاه کنیم.
Ø باور شماره سه: مسئولیت هر اتفاقی را گردن بگیرید.
یکی از صفاتی که میان رهبران بزرگ و افراد موفق مشترک است این است که فکر میکنند دنیای خودشان را خودشان میسازند.همیشه میگویند:« کاری که انجام میدهم را خود میپذیرم».
Ø باور شماره چهار: برای بهره بردن از چیزی شناخت کامل آن لازم نیست.
افراد موفق معتقدند برای اینکه چیزی را مورد استفاده قرار دهند لزومی ندارد همه اطلاعات را درباره آن بدانند. همیشه توجه دارند که چه اندازه اطلاعات مورد نیاز آنهاست و همیشه میدانند که به چه چیزهایی احتیاج ندارنند و باید در وقت خست نشان بدهند و بدانند که بدست آوردن اطلاعات کامل امکانپذیر نخواهند بود.
Ø باور شماره پنج: بزرگترین سرمایه شما دیگرانند
افرادی که به بهره وری رسیدهاند تقریباً بدون استثناء دارای حس قوی احترام و تحسین نسبت به دیگران هستند هیچ موفقیت پایداری بدون احساس صمیمیت و یگانگی با مردم بوجود نمیآید. راه موفقیت تشکیل گروه موفق و همکاری با یکدیگر است.
Ø باور شماره شش: کار نوعی تفریح است.
مارک تواین میگوید: « راز موفقیت آن است که شغل را جزئی از تفریحات خود قرار دهید». افراد موفق همین کار را میکنند. آنها دیوانهوار کار میکنند. زیرا کار، آنها را به شوق میآورد. در زندگی کار را تبدیل به بازی نمائید. ( تا بحال بررسی کردهاید که چرا یک کودگ از صبح تا شب بازی میکند ولی خسته نمیشود) .
Ø باور شماره هفت: هیچ توفیق پایداری، بدون پشتکار بدست نمیآید.
افراد موفق به نیروی پشتکار ایمان دارند.اگر به افراد موفق بنگرید، میبینید که آنها لزوماً بهتر، باهوشتر، سریعتر و قویتر از دیگران نبودهاند، بلکه پشتکار بیشتری داشتهاند.بعضی از افراد میخواهند به هر قیمتی که شده موفق شوند.البته این را باید مد نظر داشت که موفقیت به بهای لطمه زدن به دیگران نمیارزد.
ارسال از واحد آموزش- منبع: تکنولوژی و مهندسی فکر- نویسنده: دکتر محمدعلی حقیقی
منبع: موسسه خیریه صدیقی
اولین جلسه هم اندیشی اتاق فکر در پژوهشکده بیمه برگزار شد
اولین جلسه هم اندیشی اتاق فکر در پژوهشکده بیمه برگزار شد. در این جلسه
که با حضور استادان و صاحبنظران عرصه های علمی و اجرایی صنعت بیمه کشور
برگزار شد، زمینه ها و الزامات تشکیل اتاق فکر مورد بحث و بررسی قرارگرفت.
در ابتدا دکتر محمد مهدی عسگری، رئیس پژوهشکده بیمه ضمن خیر مقدم به
استادان و مدیران شرکت کننده در این جلسه، درباره نحوه شکل گیری اتاق فکر
گفت: سابقه تشکیل اتاق فکر به اواخر سال گذشته در زمان رئیس کل بیمه مرکزی
سابق بر می گردد و جناب آقای دکتر فرشباف از بدو پذیرش مسئولیت ریاست بیمه
مرکزی ایران بر این ایده تاکید ورزیدند تا اینکه در تیر ماه امسال بحث
اتاق فکر به طور جدی تر مطرح شد و در شهریور، افرادی که در این جلسه
حضوردارند، تعیین شدند و مسائلی مثل برگزاری سمینار پانزدهمین باعث شد که
این جلسه با تاخیر تشکیل شود.
رئیس پژوهشکده بیمه با اشاره به بحث های تئوریکی که در پژوهشکده بیمه
انجام می شود، اظهار داشت: امیدوارم حاصل مباحث اتاق فکر محورهای تحقیقاتی
کاربردی را برای مشکلات و چالش های پیش روی صنعت بیمه، تعریف نماید.
دکتر عسگری با اشاره به سند چشم انداز 1404 گفت: بایستی تحقیقات را به
سمتی هدایت کنیم که به اهداف سند چشم انداز نزدیک شویم؛ در این راستا
پژوهشکده بیمه این آمادگی را دارد که با استفاده از متفکران داخلی و خارجی
و با استفاده از مباحث مطرح شده در اتاق فکر راه حل هایی برای چالش های
صنعت بیمه ارائه دهد.
اتاق فکر به دنبال تدوین اندیشه کارشناسی صنعت بیمه است
دکتر درخشان، مشاور پژوهشکده بیمه و دبیر علمی سلسله جلسات اتاق فکر به
تجربه گذشته خود در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور اشاره کرد و اظهار
داشت: در سازمان مدیریت و برنامه ریزی سلسله مباحثی طرح ریزی کردیم با دو
هدف: 1- تدوین اندیشه کارشناسی کشور در حوزه اقتصاد در مدیریت 2- مطرح
کردن مباحث کلیدی این دو حوزه علمی در فضای تضارب آراء برای رسیدن به
توصیه های سیاستگذاری. در هر جلسه چهار صاحبنظر حضور پیدا می کردند و
درباره موضوعی که از پیش تعیین شده بود، مباحثه می کردند. نظرات افرادی که
در این جلسات شرکت می کردند، ویرایش ،تدوین و چاپ می شد و در اختیار جامعه
کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه ریزی در سراسر کشور قرار می گرفت .
مشاور پژوهشکده بیمه ضمن موفق ارزیابی کردن سلسله جلسات هم اندیشی در
سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور گفت: اگر بتوانیم اندیشه های کارشناسی
صنعت بیمه را در حوزه های مختلف تدوین کنیم، خدمت اثرگذار و ماندگاری
انجام داده ایم و منبع بسیار ذی قیمتی را برای ارتقاء دانش بیمه در سطح
کشور در اختیار جامعه دانشگاهی و اجرایی قرار خواهیم داد که کمک شایانی
برای تدوین سیاست هایی برای توسعه صنعت بیمه و تحقق اهداف چشم انداز خواهد
بود.
دکتر درخشان در بخشی دیگر از سخنانش هشت محور 1- توسعه صنعت بیمه 2- بیمه
در توسعه 3- مسائل سازمانی بیمه 4- مسائل بین المللی بیمه 5- ابعاد حقوقی
صنعت بیمه 6- ابعاد تخصصی صنعت بیمه 7- مدیریت ریسک 8- مسائل اسلامی صنعت
بیمه را به عنوان محورهای اصلی سلسله مباحث اتاق فکر مطرح کرد.
ایده معنا دار، محصول اتاق فکر
سید محمد عباس زادگان، مدیر عامل شرکت سهامی بیمه نوین، محصول اتاق فکر را
تولید ایده معنا دار دانست و اظهار داشت: به نظر من در اتاق فکر تولید
ایده به سه دلیل صورت گیرد:1- برای بازکردن بن بستی که کارهای تحقیقاتی
جاری راهگشا نیست 2- مساله و مشکل خاصی پیش نیامده است بلکه به دنبال
ایجاد فضا و بستر جدیدی برای فعالیت هستیم 3- قصد داریم از مجموعه دانش و
تجاربی که بیرون از مرزها و داخل کشور ایجاد شده است، به شکل جدیدی
استفاده کنیم.
مدیر عامل شرکت سهامی بیمه نوین در ادامه به تشریح اتاق فکر پرداخت و گفت:
در اتاق فکر ایده ای مطرح و اعضاء درباره آن نظر می دهند که در نهایت
تبدیل به یک سند می شود. این سند در اختیار پژوهشگرانی که در موسسات
پژوهشی مشغول به فعالیت هستند قرار می گیرد تا براساس آن طرح تحقیقاتی
تعریف شود و نتایج کار تحقیقاتی در اختیار بخش اجرائی قرار می گیرد.
وی در خاتمه خاطر نشان کرد: اگر برخی از نتایج اتاق فکر در گروه های
پژوهشی به طرح عملیاتی تبدیل نشود ، دوباره به اتاق فکر بر می گردد تا
مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.
اتاق فکر منجر به تحرک پژوهشی در صنعت بیمه می شود
سید محمد آسوده با تاکید بر تشکیل جلسات ماهیانه شورای راهبردی اتاق فکر،
تصریح کرد: توسعه صنعت بیمه همه مسائل صنعت بیمه را در بر می گیرد اما
سوالی که در اینجا مطرح می شود، این است که چگونه و با چه مسیری؟به نظرم
می رسد در جلسات اولیه شورای راهبردی، بایستی اولویت های صنعت بیمه که
قرار است در اتاق فکر مورد بررسی قرار گیرد، مورد بحث قرار دهیم.
آسوده تشکیل اتاق فکر را منجر به تحرک پژوهشی در صنعت بیمه دانست و افزود:
در حال حاضر در صنعت بیمه، به طور مستقیم 15 هزارنفر مشغول فعالیت هستند،
اگر بتوانیم شرایطی را فراهم سازیم که 15 هزار نفر در این صنعت فکر کنند،
با بسیج فکر در کل صنعت بیمه مواجه خواهیم شد که نتایج مثبتی را برای صنعت
بیمه به همراه خواهد داشت.
جایگاه اتاق فکر در صنعت بیمه کشور
دکتر مسعود حجاریان، مدیر عامل شرکت بیمه ملت با اشاره به تاخیر در تشکیل
اتاق فکر گفت: بایستی در ابتداء جایگاه و ساختار اتاق فکردر صنعت بیمه
کشور مشخص شود. ملاحظه می شود در مدتی که قرار بود این جلسه تشکیل شود ولی
با تاخیر تشکیل شد، هیچ اتفاق خاصی نیفتاد، این مساله نشان می دهد که اتاق
فکر هنوز جایگاه خود را در صنعت بیمه کشور پیدا نکرده است و به نظر من اول
بایستی جایگاه اتاق فکر را در صنعت بیمه مشخص کرد.
دکتر حجاریان اتاق فکر را جزیی از یک ساختار دانست و افزود: در ابتدا باید
مشخص شود که اتاق فکر متعلق به چه کسی است؟ هدف از تشکیل آن چیست؟ در
فاصله تشکیل جلسات اتاق فکر قرار است چه اتفاقی در صنعت بیمه بیفتد که
مباحث اتاق فکر مکمل آن باشد. به نظر من اگر قرار است اتاق فکر در صنعت
بیمه تحول ایجاد کند و ماندگار باشد بایستی به آن به شکل سیستمی نگاه کنیم.
دایره اتاق فکر
دکتر خرقانی، مدیر عامل سندیکای بیمه گران ایران، سابقه تشکیل اتاق فکر را
از سال 2000 میلادی عنوان کرد و افزود: در اتاق فکر دایره حرکت داریم،
گروهی در اتاق فکر حضور دارند که کار مهندسی فکر را انجام می دهند. بعد از
طرح مباحث، انتشار این ایده و افکار است که مهمترین رکن اتاق فکر را در بر
می گیرد. پس از آن، مرحله ارزیابی است و پس از آن مرحله تکرار که این
دایره را تکمیل می کند.
وی در خاتمه با اشاره به اینکه بسیاری از اتاق فکرها در دنیا تبدیل به
نهاد شده اند خواستار ثبت اتاق فکر در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری شد.
دعوت به فکر کردن جای تقدیر دارد
دکتر علی محمد گودرزی، مشاور رئیس کل بیمه مرکزی ایران با ابراز خرسندی از
تشکیل اتاق فکر گفت: اگر غرب توانسته در حوزه های مختلف پیشرفت داشته
باشد، علت اصلی آن توجه به تفکر است و ما کمتر به آن توجه داشته ایم،
بنابراین دعوت به فکر کردن جای تقدیر دارد.
وی با طرح این سوال که آیا تفکر دارای لوازمی است، اظهار داشت: تفکر دارای
قاعده است، بایستی تکنیک های حل مساله آموزش داده شود و اساسا پیشنهاد می
کنم برای تمام مدیران صنعت بیمه کشور، گروه آموزش تفکر راه اندازی شود.
وی در خاتمه ضمن تاکید بر استفاده از همه ظرفیت های دانشگاهی کشور برای
سلسله مباحث اتاق فکر، پیشنهادِ نشان پژوهش صنعت بیمه، مستند سازی تجربیات
صنعت بیمه کشور و تاسیس گروه پژوهشی آینده پژوهی را مطرح نمود.
مباحث جلسات اتاق فکر، محورهای تحقیقاتی پژوهشکده بیمه
رحیم مصدق مدیر کمیته فنی بیمه مرکزی با اشاره به سابقه تشکیل اتاق فکر در
بیمه مرکزی ایران گفت: وقتی که دکتر فرشباف ریاست بیمه مرکزی ایران را
پذیرفتند چنین جلساتی هر هفته برگزار می شد ولی به علت اینکه ساختار و
جایگاه مباحث مطرح شده در آن جلسات مشخص نبود، بعد از سه ماه، ادامه پیدا
نکرد. بنابراین به نظر می رسد برای تداوم بخشیدن به جلسات اتاق فکر،
بایستی ساختار و جایگاه مشخصی برای آن تعریف کرد.
مصدق با توجه به ضرورت انجام طرح های تحقیقاتی کاربردی در پژوهشکده بیمه
تصریح کرد: مطالبی که در سلسه جلسات اتاق فکر مطرح می شود، محورهای مناسبی
برای طرح های تحقیقاتی پژوهشکده بیمه محسوب می شود.
در دوران گذار صنعت بیمه با خلاء فکری مواجهیم
آیت کریمی با اشاره به حضور شرکت های خصوصی در صنعت بیمه ایران گفت: بعد
از حضور شرکت های بیمه ای خصوصی با یک خلاء فکری مواجه هستیم که تبعاتی
برای صنعت بیمه به همراه داشته است و به نظر من حل آن از توان صنعت بیمه
خارج است؛ مثلا آثار مالیات 3 درصد بر صنعت بیمه یا قانون جدید شخص
ثالث.تا به حال هم نهادی نداشتیم که آثار این گونه تصمیم گیری ها و قوانین
و مقررات را در وضعیت مالی و اقتصادی صنعت بیمه مورد بحث و بررسی قرار دهد.
وی با ابراز خرسندی از حضور مدیران و استادان صنعت بیمه کشور در جلسه اتاق
فکر گفت: اتاق فکر فضای مناسبی است که به بررسی مسائل و مشکلات صنعت بیمه
پرداخته و حتی معضلات و چالش های آینده صنعت بیمه را مورد واکاوی قرار
خواهد داد.
اتاق فکر مقید به نتیجه نیست
دکتر عباس حاج فتحعلیها، مشاور رئیس کل بیمه مرکزی ایران اتاق فکر را با
سایر نهادها، کمیته ها و کارگروه ها متفاوت دانست و تصریح کرد: مباحث مطرح
شده در اتاق فکر آزادتر از قید و بندهای جلسات دیگر است و باید بپذیریم
مباحث مطرح شده در سلسله جلسات اتاق فکر مقید به نتیجه نیست.
وی یادآور شد که این جلسه پیش جلسه ای برای تشکیل اتاق فکر و تولید ایده
است و افزود: به نظر من معیار برای شرکت کننده در اتاق فکر بایستی بر
افراد باشد نه جایگاه سازمانی، مثلا ضرورتی ندارد در هر جلسه از هر صنف در
اتاق فکر حضور داشته باشد.
به تفکر، اجرایی تر بنگریم
معصوم ضمیری با اشاره به اهداف تشکیل اتاق فکر گفت: اگر مشخص نشود اهداف
اتاق فکر چیست و یا اینکه اتاق فکر در خدمت کیست، ممکن است مباحث متناقضی
در آن مطرح شود چرا که در مواردی اهداف بیمه مرکزی ایران با اهداف شرکت
های بیمه قابل جمع شدن نیست.
وی در ادامه افزود: به نظر من در اتاق فکر نبایستی به دنبال افکار
افلاطونی باشیم؛ تفکر درباره مسائل زود بازده و مشکلات صنعت بیمه در
اولویت قراردارد. به عبارت دیگر اتاق فکر باید به تفکر، اجرایی تر نگاه
کند.
پایه اندیشه آزاد در فقه جعفری(ع)
نصرا... نوربخش، عضو هیات مدیره انجمن صنفی شرکت های خدمات بیمه ای، پایه
و اساس اتاق فکر را در اندیشه دینی عنوان کرد و افزود: اتاق فکر قرن ها
پیش به عنوان ارائه اندیشه آزاد در اسلام به وسیله حضرت امام جعفر صادق(ع)
مطرح شد و ما در فقه جعفری با اتاق فکر و اندیشه آزاد مواجه هستیم.
وی با اشاره به تلاش های کارشناسی برای طرح تحول در صنعت بیمه با طرح این
سوال که تا چه اندازه نتایج دیدگاههای کارشناسی در طرح تحول در صنعت بیمه
عملیاتی شده است؟ افزود: اگر برای اتاق فکر جایگاهی در صنعت بیمه تعریف
نشود، ممکن است محصول این اتاق، به سمت کاربردی شدن پیش نرود.
نوربخش اتاق فکر را بازوی کمک کننده به مراجع تصمیم گیری صنعت بیمه خواند
و تصریح کرد: برای حل مشکلات صنعت بیمه بایستی مسائل را کلی تر مورد بررسی
قرارداد و علاوه بر صنعت بیمه به مسائل مرتبط با این صنعت در حوزه های
دیگر نیز توجه داشت.
اتاق فکر نیازمند هدف گذاری کلان است
نصرا.. طهماسبی، مشاور رئیس کل بیمه مرکزی ایران اتاق فکر را نیازمند هدف
گذاری کلان دانست و تصریح کرد: این هدف گذاری کلان مثلا اگر توسعه صنعت
بیمه در ایران باشد، این سوالات قابل بررسی است؛ آیا صنعت بیمه در ایران
توسعه پیدا کرده است؟ اگر توسعه پیدا نکرده، چرا؟ چه موانعی برای توسعه
صنعت بیمه وجود دارد؟ آیا این موانع در قوانین است؟ در نحوه اجرا است؟و...
برای رفع این موانع چه اقداماتی باید انجام شود؟ به نظر من طرح این مباحث
در اتاق فکر باعث ارائه نظرات متنوع می شود که از برخورد این دیدگاه ها می
توان به راه کارهای مناسبی برای مشکلات صنعت بیمه دست یافت.
وی با تاکید بر استفاده از تجارب صاحب نظران دانشگاهی و اجرایی صنعت بیمه
در اتاق فکر گفت: به نظر من پژوهشکده بیمه بایستی با توجه به محورهای 8
گانه مطرح شده، طرح های پژوهشی تعریف کند و نتایج آن را در اتاق فکر مورد
تجزیه و تحلیل قراردهد.
رسالت اتاق فکر؛ مدون کردن نظرات کارشناسان صنعت بیمه
خسرو شاهی مشاور رئیس بیمه مرکزی ایران رسالت اتاق فکر را مدون کردن نظرات
کارشناسان صنعت بیمه دانست و افزود: ببینید اگر ما به دنبال این سوال
باشیم که چرا صنعت بیمه در ایران توسعه پیدا نکرده است، صاحبنظران و
کارشناسان صنعت بیمه با طرح دیدگاه های خود در اتاق فکر به دنبال پاسخ به
این سوال بر می آیند و این امکان فراهم می شود که دیدگاههای کارشناسی را
به صورت مکتوب گردآوری شود و هر فردی یا سازمانی فراخور نیاز خود در صنعت
بیمه می تواند از این دیدگاه های کارشناسی استفاده کند.
وی در ادامه افزود: در صورتی که در کنار هشت محور مطرح شده به عنوان
محورهای اصلی مباحث اتاق فکر، موضوع های انتخابی نیز مطرح شود، بسیار
مناسب است.
مسائل را بایستی عمیق تر دید؛ دورترها را بهتر دید
دکتر درخشان دبیر علمی اتاق فکر در جمع بندی مباحث مطرح شده گفت: اگر در
اتاق فکر حرکتی را آغاز کنیم که بتوان مسائل صنعت بیمه را عمیق تر مورد
بررسی قرارداد و با رویکردی آینده نگر صنعت بیمه را مطالعه کنیم، زمینه
لازم برای طرح چالش های صنعت بیمه و ارائه راه کارها فراهم می شود.
مشاور پژوهشکده بیمه در ادامه گفت: به نظر من اجازه دهیم این جریان فعال
شود و کارایی خودش را نشان دهد آنگاه متناسب با عملکردش، جایگاهی در صنعت
بیمه برای آن تعریف خواهد شد.
وی با تاکید بر این نکته که صنعت بیمه نقش مهمی در اقتصاد و توسعه اقتصادی
ایفاء می کند، افزود: در اتاق فکر تلاش می شود تا فضای مناسبی برای طرح
مسائل بیمه ای به منظور توسعه صنعت بیمه در راستای تحقق اهداف چشم انداز
فراهم شود.
مباحث اتاق فکر مبنای طرح های پژوهشی پژوهشکده بیمه
در خاتمه دکتر عسگری، رئیس پژوهشکده بیمه با مثبت ارزیابی کردن مباحث مطرح
شده در اولین جلسه هم اندیشی اتاق فکر،گفت: در اتاق فکر مسائل و چالش های
صنعت بیمه مطرح خواهد شد و بر مبنای مباحث مطرح شده، طرح های پژوهشی تعریف
خواهد شد تا به راهکارهای علمی برای حل مشکلات صنعت بیمه دست پیدا کنیم و
از این طریق حلقه ارتباطی بین مباحث نظری و کاربردی و به تعبیری دیگر بین
صنعت و دانشگاه باشیم.
رئیس پژوهشکده بیمه در خاتمه بر ضرورت تشکیل دبیرخانه اتاق فکر، ارسال
مشروح مباحث مطرح شده در اولین نشست هم اندیشی اتاق فکر به اعضاء به صورت
مکتوب و تشکیل یک جلسه دیگر برای رسیدن به همگرایی بیشتر برای تعیین اهداف
و نحوه عملکرد اتاق فکر تاکید کرد.
کی از پیامدهای نظم ناشناخته در هزاره سوم اثر «پروانهای» آن است که در این فضا رویدادهای بسیار کوچک و گاهیکم اهمیت و یا بیاهمیت، آثار و تبعات شگفتی آفرین بر سازمانها و شرکتها بر جای میگذارد. به طوریکه عدم ارزیابی دقیق از آن و پیشبینیهای لازم و ایجاد آمادگی کافی برای برخورد میتواند چرخه زندگی سازمان را مختل سازد و در روند تلاشی، سازمان را به سمت شیب نزولی منحنی عمر سوق دهد. برای درک بهتر اثر پروانهای باید گفت که در هزاره سوم تاثیر و تاثر متقابل سازمانها از یکدیگر به قدری شدت خواهد گرفت که اگر پروانهای در آسمان چین به پرواز درآید جابهجایی هوای ناشی از ارتعاشات بال این پروانه هوای آسمان نیویورک را تحت تاثیر قرار داده و جابهجا میکند. در این مثال سازمانها و شرکتها چون هوا هستند که کوچکترین رویدادی در سازمانهای دیگر می تواند آثار و نتایج خارج از توان برای آنها ایجاد کند.
بنابراین مدیران در هزاره سوم باید آمادگی پیدا کنند تا در محدوده مرزهای مشخص که ماموریت و اصول سازمان تعیین میکند، در برابر رویدادهای پیشبینی نشده واکنش مناسب نشان دهند و برای تغییرات سریع و پرشتاب انعطافپذیری کافی در سازمان ایجاد کنند.
مدیران در قرن بیست و یکم برای ورود به فضای پرشتاب و با دگرگونیهای سریع مدیریت سازمانی باید سه عامل اساسی را -که از آن با نام سه کلید طلایی برای موفقیت و گشودن مجاری اثربخشی یاد میشود- در اختیار داشته باشند. این سه کلید طلایی و یا عوامل اساسی عبارتند از:
۱) پیشبینی و آینده نگری
۲) نوآوری
۳) برتری کیفیت
لبته باید گفت که این سه عامل از وزن و اهمیت یکسانی برخوردار نیستند، بلکه در دهه اول هزاره سوم ارتقاء مستمر کیفیت و مدیریت فراگیر آن (TQM)* نسبت به دو عامل دیگر از وزن و اهمیت بیشتری برخوردار است.ولی پس از طی این دوره ابداع و نوآوری جای آنرا خواهد گرفت. ضمن اینکه ترکیب نوآوری و ابداع با کیفیت برتر نقش بسیار اساسی و قوی در موفقیت سازمانی دارد. پیشبینی و آیندهنگری، مدیران را مجهز به اطلاعاتی میسازد که با ارتقاء همه جانبه این مهارت مدیریتی خواهند توانست در زمان مناسب، جایگاه مناسب خود را (به کمک محصول ابداعی و کیفیت برتر آن) در بازارهای هدف و سپهر جهانی پیدا کنند.
ترکیب و تلفیق این سه عامل برای مدیران هزاره سوم این امکان را فراهم میسازد تا نیازهای مشتریان را پیشبینی کنند و با ابتکار و نوآوری در محصول با کیفیت برتر سهم بازار را افزایش دهند و نه تنها سازمانها و شرکتهای خود را در مقابل زلزله بنیادکن تحولات حفظ کنند، بلکه با کسب موفقیت جزء برترینها شوند. به طور کلی مدیران موفق در هزاره سوم باید با آیندهنگری، تشخیص موقعیت و عکسالعمل مناسب به حل مشکلات فراروی سازمان خود بپردازند.
▪ مدیران، در هزاره سوم بیش از پیش نیازمند تفکر آماری هستند تا از طریق این روش مهندسی فکر:
۱- بتوانند شرایط پیرامون خود را بشناسند
۲- تحیلی مشخص از شرایط پیرامونی به عمل آورند
۳- در صورت وجود مسئلهای در آن، راههای حل مناسب را پیدا کنند و به کار برند.
تجهیز مدیران به تفکر آماری و طراحی مهندسی تفکر مرتبط با آن، سه اصل بنیادین زیر را برای مدیران هزاره سوم الزامی میسازد.
۱) همه مسائل سازمانها در سیستمی به هم تنیده و در فرایند کنش متقابل با یکدیگر نمودار میشود و هیچ مسألهای در سازمانها جدای از سایر مسائل رخ نمیدهد.
۲) کلیه مسائل سازمانها و فرایند عمل آن دارای پراکندگی است در ضمن همه فرایندهایی که مدیران به کمک آنها به حل مسئله میپردازند نیز دارای پراکندگی است.
۳) مدیران در هزاره سوم برای موفقیت در هدایت سازمان و عبور از شرایط پرتلاطم و پرشتاب قرن ۲۱ نیازمند درک صحیح از این پراکندگیها و یافتن روشهای کاستن از دامنه آن میباشند.
در ضمن مدیران در هزاره سوم نیازمند تفکر استنتاجی نیز میباشند به عبارت دیگر تلفیق و ترکیب این دو نوع مهندسی فکرو عملیاتی و اجرایی کردن سازههای آن رمز موفقیت مدیران در این هزاره میباشد. بنابر تفکر استنتاجی هر پدیده جدیدی برای مدیران فقط به عنوان وسیلهای برای حل مشکلات فعلی نیست بلکه مدیران باید دنیای جدیدی را که در پشت این پدیده جدید نهفته است، شناسایی کنند و دریابند، فقط با تجهیز به این دو روش تفکری است که مدیران توانایی حل مشکلات و مسائل متنوع و گسترده و متعدد را در دورههای زمانی کمدامنه خواهند داشت.
ر هزاره سوم باید مدیران به این نکته توجه لازم داشته باشند که رشد صنایع، تابعی از تولید و یا تقاضا نیست به این معنی که، در سابق صنایع وقتی رشد میکردند که تولیدشان کمتر یا برابر تقاضا بود. ولی در هزاره سوم فناوریهای اطلاعات و دانش، دیگر تابع کمبود نیست زیرا هر چقدر هم زیاد باشد مطلوبیت نهایی روی آنها اثر نمیگذارد. آنگونه که با پیشبینی اقتصاددانان در چند سال آینده پشتوانه اعتبارات جهانی پول نخواهد بود بلکه دانش مولد جای آن را خواهد گرفت. به عبارت دیگر هر قدر از علم بیشتر استفاده شود، بهتر، کاملتر و دقیقتر خواهد شد. در هزاره سوم مصرفکنندگان نامشخص خواهند بود به ویژه مصرفکنندگان اطلاعات بسیار نامحدودی خواهند داشت و این امر کنترل صنعت را توسط مدیران آن بسیار دشوار و سخت میکند. به تعبیری مدیران باید این آگاهی را کسب کنند که پایه اقتصاد آینده دانش خواهد بود و براساس آن میبایستی روندها و فرایندهای سازمانی را مهندسی کنند.
در هزاره سوم مدیریت منابع انسانی نیز به شدت دگرگون خواهد شد. اگر بپذیریم که پایه اقتصاد آینده دانش است بنابراین اولین اقدامات و تلاشهای مدیران در هزاره سوم باید سرمایهگذاری بر روی نیروهای فرهیخته و نخبه در درون شرکتها و سازمانها باشد و باید مدیران به نوعی از معرفتشناسی "Epistemology" دست یابند که سرمایهگذاری در زمینه منابع انسانی کارآمد را سرمایهگذاری استراتژیک بدانند و چالشهای فراروی خود را بشناسند و براساس آن به تدوین استراتژی بپردازند. این چالشها را در رابطه منابع انسانی میتوان در گزارههای زیر خلاصه کرد:
۱) در هزاره سوم کارکنان در محیط کار راضی نمیشوند
۲) در هزاره سوم کارکنان نیازمند فکر کردن و تمایلات و گرایشهای مستقل بودن خواهند داشت
۳) در هزاره سوم ارتقاء بهرهوری بین نیروهای فکری و فرهیخته بسیار مشکل و دشوار میباشد
۴) در هزاره سوم مدیران سازمانها قادر نخواهند بود افکار منابع انسانی سازمان خود را کنترل کنند
۵) در هزاره سوم منابع انسانی برای تغییر رفتار خود تصمیم میگیرند و تأثیر مدیران در این زمینه بسیار کمرنگ و بیرنگ خواهد شد
۶) در هزاره سوم منابع انسانی با توانمند شدن در زمینه مدیریت خویشتن، برنامهریزی میکنند و الگوریتمهای جدید و مدرن و سازگار با شرایط را به کار میبرند و در این زمینه مدیریت نمیتواند برای چگونه کار کردن آنها تعیین تکلیف کند
۷) در هزاره سوم این منابع انسانی هستند که سازمان را برای کار انتخاب و گزینش خواهند کرد و نه مدیران
۸) در هزاره سوم رابطه مدیریت و منابع انسانی باید بر پایه مناسبات برنده ـ برنده (winner - winner) باشد چنانچه هر یک از آنان این امر را نادیده بگیرند، روند امور را ناپایدار خواهند کرد
۹) در هزاره سوم باید مدیران، استراتژی مدیریت منابع انسانی را از نو تدوین کنند به طوری که
۹-۱) نیروی انسانی شاغل در سازمان بازیگر تیم باشد حتی اگر کارش اختراع باشد
۹-۲) منابع انسانی سازمان تا حد امکان به روش مشارکتی سازماندهی شوند
۹-۳) منابع انسانی با تفکر آماری آشنا شوند تا به عنوان کارشناس و یا متخصص بتوانند ریسک را پیشبینی کنند و استراتژیهای صحیح را انتخاب و راهکارهای مناسب را به کار گیرند
۱۰) و در آخرین کلام مدیران در هزاره سوم باید یکپارچگی و برتری خرد و قدرت درونی را در امور سازمانی خود به دقت تجزیه و تحلیل کنند تا بتوانند بهترین روش عبور از امواج پرتلاطم دریای جهان جدید را برای کشتی سازمان خویش ترسیم کنند.
مقاله با موضوع مهندسی فکر
| نگاهی اجمالی به مهندسی تفکر | |||
| |||
| من شاگردانم را بدون داشتن حتی یک دلار در شهرهای دیگر رها کردم. حتی کارت اعتباری این افراد را نیز گرفتم تا تکیهگاهی برای پرداختهای خود نداشته باشند. 6 ماه بعد از آن جمع 20 نفری، 15 نفر موفق شده بودند خانهیی تهیه کرده و ازدواج کنند. ضمن آنکه حقوق دریافتی آنها بسیار بالا بود. سه نفر کار و همسر مناسب داشتند، اما خانه نه و تنها 2 نفر بدون کسب موفقیت نزد من آمدند. من به شاگردانم یاد دادم سرنوشت هرکسی دست خودش است و همیشه این ضربالمثل چینی را برای آنها میگویم: «هرکسی معمار سرنوشت خویش است!» آنتونی رابینز که یکی از پیشگامان شیوههای درست فکری و ارتباطی در امریکا و حتی جهان است در جدیدترین کتاب خود با نام «موفقیت نامحدود» از کلمه جدیدی به نام «مهندسی تفکر» نام میبردأ البته «مهندسی تفکر» از کشفیات رابینز نیست اما یکی از کسانی است که ایدههایش در این زمینه برای بسیاری از کارشناسان قابل استناد است. مثالی که در اول گزارش آمد، مثالی است واقعی از کاری که رابینز با شاگردانش میکند و عجب آنکه 85 درصد این افراد تنها با طراحی فکر خود به جایی رسیدند که شاید آرزوی افراد بسیاری باشد. او دلیل این موفقیت را در کتاب جدیدش اینگونه بیان میکند: در کتابی که سال 1987 چاپ شد (منظور کتاب به سوی کامیابی است که یکی از پرفروشترین کتابهای سال امریکا شد) من ایدههای زیادی برای موفقیت داشتمأ اما نمیدانستم عامل به حرکت درآوردن این چرخه موفقیتآمیز چیست! سالها مطالعه کردم و در تحقیقاتم به این نتیجه رسیدم که فکر انسان مانند هرچیز خام دیگری میتواند شکل بگیرد. پس میتوان منافذی برای این ماده خام تعبیه کرد که تنها عوامل خاصی را به داخل راه دهند. هرچه کیفیت این عوامل بالاتر باشد ذهن شما پویاتر خواهد شد و این همان مهندسی تفکر است. چیزی که میتواند در سالهای آینده کلید موفقیت در دنیا باشد. مهندسی تفکر در آغاز راه واژه مهندسی تفکر که چند صباحی است در کتابها و پایگاههای اینترنتی روانشناسی و مدیریتی به آن اشاره میشود نزدیک به چند سال است که در کشورهای اصطلاحا جهان اول به کار میرود. شاید شکل این کلمه متفاوت باشد اما ماهیت کلی آن یکی است. به عبارت دیگر در کشوری که افرادش ملزم به فکر کردن باشند، این ریشه در یک زمینه مساعد شکل میگیرد. «اوا بریندا آدامز» از معدود استادان دانشگاهی در امریکاست که متد تدریساش برای بسیاری الگو قرار میگیرد. این استاد جامعهشناس در مقاله خود با عنوان «شکلدهی مغز با دست» که در روزنامه ساندی تایمز به چاپ رسیده، مینویسد:«وقتی شاگردانم تنها سوالی را از روی نفهمیدن میپرسند جواب قانعکنندهیی به آنها نمیدهم! تنها گوشهیی از جواب اصلی را به آنها میگویم تا وادار شوند به دنبال آن بروند. در پایان اگر صلاح دیدم، جواب کامل را به آنها میدهم ولی تاکید میکنم که بنیان کارهای من شکلدهی فضای مغز است. دقیقاص مثل شکلدهی یک خمیر. با این تفاوت که شما خمیر را فقط برای زیبایی یا به کار بردن در یک کار استفاده میکنید ولی مغز شما میتواند بزرگترین پشتوانه زندگی شما باشد.» «اوا بریندا» در ادامه مقالهاش به جملهیی از فیلسوف بزرگ آلمانی «نیچه» اشاره میکند و میگوید: «هرکسی که در ذهنش یک علامت سوال بزرگ داشته باشد میتواند تمام قفلهای زندگی را باز کند.» علامت سوالی که نیچه گفته و بریندا در مقالهاش استفاده میکند همان مهندسی تفکر است. بنابراین چیزی که بسیاری از کارشناسان و صاحبان صنایع به آن تکیه میکنند قدرت تفکر است. این توان تفکر یا تفکر بهینه فاکتورهای زیادی را میطلبد که از آن جمله میتوان به بهترین تصمیم در کوتاهترین مدت، انتخاب بهترین راه در بین راههای بهتر دیگر و... اشاره کرد. نمونه بارز این گونه فرهنگسازی را میتوان در مدارس و دانشگاههای ژاپن یافت. ژاپن کشوری است که به لحاظ داشتن منابع طبیعی تا ؤروتهای ملی در رده نازلی قرار دارد. این کشور پس از جنگ جهانی دچار خسارات فراوانی شد اما ژاپنیها با پشتکاری مثالزدنی کشورشان را بازسازی کردند. . رسم است که در مدارس و دانشگاههای این کشور آسیایی، دانشآموزان و دانشجویان موظفند در کنار دروس تئوری خود در یک زمینه فنی نیز مهارتهای لازم را کسب کنند. طبق آمارهای رسمی سازمان ملل در زمینه مهارتهای فنی،ژاپن با اختصاص 83 درصد از کل افراد تحصیلکرده، بالاترین رقم مهارتهای فنی را داراست. به عبارت دیگر این افراد تنها به یادگیری تئوریهای رایج در دروس خود نمیپردازند بلکه باید بتوانند چیزی را به عنوان ساخته دست خود ارایه دهند. این کار به آنجا میرسد که به عنوان نمونه شاهد آنیم که بسیاری از ساعتهای ساخته شده در اوقات فراغت دانشآموزان ژاپنی به عنوان کالاهای درجه یک و دو در کشورهای جهان سوم به فروش میرسد. اینکه قیمت این ساعتها چقدر است موردنظر نیست، مهم نفس کار است که پشت هر ساعتی که میسازند تفکر نهفته است. کشورهای جهان سوم و معضلی به نام عدم تفکردکارت، ریاضیدان بنام میگفت: «من فکر میکنم، پس هستم.» این افراد در چندین سال قبل به این نتیجه رسیده بودند که تنها افرادی که توانایی سازماندهی عوامل مثبت را در ذهن خود دارند میتوانند موفق باشند. اما چنین روندی تقریباص در کشورهای جهان سوم دیده نمیشود. فصل جداکننده کشورهای جهان اول و سوم در همین مورد است. کشورهای تولیدکننده با پشتوانه عظیمی به نام آیندهنگری حرکت میکنند در حالی که کشورهای مصرفکننده چنین مسایلی را مورد توجه قرار نمیدهند. ایران که در بین کشورهای خاورمیانه صاحب جایگاه خاصی در صنایع پایه است هنوز هم در بخشهایی خود را محتاج تفکر غیرایرانی میداند. به عبارت دیگر چون در کشورمان به این مساله در ابعاد وسیع توجه نشده، بسیاری از ما به این نتیجه میرسیم که برای فکر کردن ساخته نشدیم. نمونه بارز این مساله را میتوان در جشنواره خوارزمی دید. این جشنواره که هر سال برگزار میشود جایگاهی است برای تلاش آنهایی که میخواهند طراح ذهن خود باشند. هر سال جوانان پرشوری با هزاران امید و آرزو با آخرین دستاوردهای خود پای در رقابتی سخت میگذارند . در پایان نفرات برگزیده که واقعاص دانش آموزان زبدهیی هستند تنها یک جایزه ناچیز دریافت میکنند و بدون کوچکترین حمایتی از سازمان یا ارگانی خاص رها میشوند. این هرز رفتن پایههای اصلی تفکر،همان چیزی است که باعث جداشدن کشورهای جهان اول و سوم میشوند. در بلژیک اگر دانشآموزی بتواند با وسایل خود یک فناوری جدید را به بازار عرضه کند تا آخرین لحظه تحصیلش در هر مقطعی که باشد به صورت رایگان تحصیل میکند. ضمن آنکه توسط دولت در جایگاهی خوب به کار گرفته میشود. بلژیک که جزو کشورهای درجه دوم اروپاست دارای چنین ساختاری است. حال باید به کشورهایی نظیر فرانسه و انگلستان فکر کرد که درچه جایگاهی به لحاظ حمایتهای تفکری قرار دارند. بدون توجه به مسافرانی که سوار تاکسیاش میشدند حرف میزد. او که بازنشسته سازمان تامین اجتماعی بود میگفت: «چهار سال پیش پسرم در دانشگاه ... یک وسیله سنجش میزانآب مزرعه ابداع کرد. این دستگاه میتوانست حساب کند که در یک مزرعه چه میزان آب باید مصرف شود. دستگاه او را برای ؤبت بردیم. مسوولان وقت جواب دادند از این دستگاهها زیاد ساخته میشود. در ضمن ایران آنقدر باران و آب ندارد که نیازی برای سنجش آن باشد. پسرم سال بعد از ایران رفت و در استرالیا به تحصیلاتش ادامه داد. او در حال حاضر یکی از مهندسان موفق کشاورزی است. امثال این جوان درکشور زیادند. آنها که خواسته یا ناخواسته فکر را به بهترین شکل تزیین میکنند خواهان زیادی دارند اما جایی برای بروز این استعدادها ندارند |