هفت باور مرموز که موجب موفقیت می‌شود

هفت باور مرموز که موجب موفقیت می‌شود

 

با انجام دادن این هفت باور به موفقیت خواهید رسید ولی به یاد داشته باشید که تنها انجام این هفت باور و عقیده نیست که باعث موفقیت می‌شود بلکه عوامل دیگری هم نقش دارند. اما شروع خوبی است:

Ø     باور شماره یک: هر حادثه دلیل و مقصودی است که به مصلحت ما است.

تمام افراد موفق توانایی عجیبی دارند و در هر موقعیت به امکانات موجود و نتایجی که ممکن است از آن حاصل شود توجه می‌کنند وسریع آن وضعیت را در جهت مثبت و به نفع خود بکار می‌گیرند. از طرفی اعتقاد دارند که اگر به دنبال نتیجه هستند باید آن را عملاً انجام دهند.

Ø     باور شماره دو: چیزی به نام شکست وجود ندارد.

شکسپیر می‌گوید«تردیدها به ما خیانت می‌کنند.ما را از کوشش برحذر می‌دارند و از پیروزیهایی که به احتمال زیاد نصیب ما خواهد شد محروم می‌سازند».

هرگاه در زندگی کاری را انجام داده‌ایم که اگر فکر کنیم تجربه‌ای بدست آورده‌ایم بهتر از آن است که فکر کنیم شکست خورده‌ایم باید به پدیده‌های زندگی نگاه کنیم.

Ø     باور شماره سه: مسئولیت هر اتفاقی را گردن بگیرید.

یکی از صفاتی که میان رهبران بزرگ و افراد موفق مشترک است این است که فکر می‌کنند دنیای خودشان را خودشان می‌سازند.همیشه می‌گویند:« کاری که انجام می‌دهم را خود می‌پذیرم».

Ø     باور شماره چهار: برای بهره بردن از چیزی شناخت کامل آن لازم نیست.

افراد موفق معتقدند برای اینکه چیزی را مورد استفاده قرار دهند لزومی ندارد همه اطلاعات را درباره آن بدانند. همیشه توجه دارند که چه اندازه اطلاعات مورد نیاز آنهاست و همیشه می‌دانند که به چه چیزهایی احتیاج ندارنند و باید در وقت خست نشان بدهند و بدانند که بدست آوردن اطلاعات کامل امکان‌پذیر نخواهند بود.

Ø     باور شماره پنج: بزرگترین سرمایه شما دیگرانند

افرادی که به بهره وری رسیده‌‌اند تقریباً بدون استثناء دارای حس قوی احترام و تحسین نسبت به دیگران هستند هیچ موفقیت پایداری بدون احساس صمیمیت و یگانگی با مردم بوجود نمی‌آید. راه موفقیت تشکیل گروه موفق و همکاری با یکدیگر است.

Ø     باور شماره شش: کار نوعی تفریح است.

مارک تواین می‌گوید: « راز موفقیت آن است که شغل را جزئی از تفریحات خود قرار دهید». افراد موفق همین کار را می‌کنند. آنها دیوانه‌وار کار می‌کنند. زیرا کار، آنها را به شوق می‌آورد. در زندگی کار را تبدیل به بازی نمائید. ( تا بحال بررسی کرده‌اید که چرا یک کودگ از صبح تا شب بازی  می‌کند ولی خسته نمی‌شود) .

Ø     باور شماره هفت: هیچ توفیق پایداری، بدون پشتکار بدست نمی‌آید.

افراد موفق به نیروی پشتکار ایمان دارند.اگر به افراد موفق بنگرید، می‌بینید که آنها لزوماً بهتر، باهوشتر، سریعتر و قوی‌تر از دیگران نبوده‌اند، بلکه پشتکار بیشتری داشته‌اند.بعضی از افراد می‌خواهند به هر قیمتی که شده موفق شوند.البته این را باید مد نظر داشت که موفقیت به بهای لطمه زدن به دیگران نمی‌ارزد.

 

 

ارسال از واحد آموزش- منبع: تکنولوژی و مهندسی فکر- نویسنده: دکتر محمدعلی حقیقی

منبع: موسسه خیریه صدیقی

اولین جلسه هم اندیشی اتاق فکر در پژوهشکده بیمه برگزار شد

اولین جلسه هم اندیشی اتاق فکر در پژوهشکده بیمه برگزار شد




اولین جلسه هم اندیشی اتاق فکر در پژوهشکده بیمه برگزار شد. در این جلسه که با حضور استادان و صاحبنظران عرصه های علمی و اجرایی صنعت بیمه کشور برگزار شد، زمینه ها و الزامات تشکیل اتاق فکر مورد بحث و بررسی قرارگرفت.
در ابتدا دکتر محمد مهدی عسگری، رئیس پژوهشکده بیمه ضمن خیر مقدم به استادان و مدیران شرکت کننده در این جلسه، درباره نحوه شکل گیری اتاق فکر گفت: سابقه تشکیل اتاق فکر به اواخر سال گذشته در زمان رئیس کل بیمه مرکزی سابق بر می گردد و جناب آقای دکتر فرشباف از بدو پذیرش مسئولیت ریاست بیمه مرکزی ایران بر این ایده تاکید ورزیدند تا اینکه در تیر ماه امسال بحث اتاق فکر به طور جدی تر مطرح شد و در شهریور، افرادی که در این جلسه حضوردارند، تعیین شدند و مسائلی مثل برگزاری سمینار پانزدهمین باعث شد که این جلسه با تاخیر تشکیل شود.
رئیس پژوهشکده بیمه با اشاره به بحث های تئوریکی که در پژوهشکده بیمه انجام می شود، اظهار داشت: امیدوارم حاصل مباحث اتاق فکر محورهای تحقیقاتی کاربردی را برای مشکلات و چالش های پیش روی صنعت بیمه، تعریف نماید.
دکتر عسگری با اشاره به سند چشم انداز 1404 گفت: بایستی تحقیقات را به سمتی هدایت کنیم که به اهداف سند چشم انداز نزدیک شویم؛ در این راستا پژوهشکده بیمه این آمادگی را دارد که با استفاده از متفکران داخلی و خارجی و با استفاده از مباحث مطرح شده در اتاق فکر راه حل هایی برای چالش های صنعت بیمه ارائه دهد.

اتاق فکر به دنبال تدوین اندیشه کارشناسی صنعت بیمه است
دکتر درخشان، مشاور پژوهشکده بیمه و دبیر علمی سلسله جلسات اتاق فکر به تجربه گذشته خود در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور اشاره کرد و اظهار داشت: در سازمان مدیریت و برنامه ریزی سلسله مباحثی طرح ریزی کردیم با دو هدف: 1- تدوین اندیشه کارشناسی کشور در حوزه اقتصاد در مدیریت 2- مطرح کردن مباحث کلیدی این دو حوزه علمی در فضای تضارب آراء برای رسیدن به توصیه های سیاستگذاری. در هر جلسه چهار صاحبنظر حضور پیدا می کردند و درباره موضوعی که از پیش تعیین شده بود، مباحثه می کردند. نظرات افرادی که در این جلسات شرکت می کردند، ویرایش ،تدوین و چاپ می شد و در اختیار جامعه کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه ریزی در سراسر کشور قرار می گرفت .
مشاور پژوهشکده بیمه ضمن موفق ارزیابی کردن سلسله جلسات هم اندیشی در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور گفت: اگر بتوانیم اندیشه های کارشناسی صنعت بیمه را در حوزه های مختلف تدوین کنیم، خدمت اثرگذار و ماندگاری انجام داده ایم و منبع بسیار ذی قیمتی را برای ارتقاء دانش بیمه در سطح کشور در اختیار جامعه دانشگاهی و اجرایی قرار خواهیم داد که کمک شایانی برای تدوین سیاست هایی برای توسعه صنعت بیمه و تحقق اهداف چشم انداز خواهد بود.
دکتر درخشان در بخشی دیگر از سخنانش هشت محور 1- توسعه صنعت بیمه 2- بیمه در توسعه 3- مسائل سازمانی بیمه 4- مسائل بین المللی بیمه 5- ابعاد حقوقی صنعت بیمه 6- ابعاد تخصصی صنعت بیمه 7- مدیریت ریسک 8- مسائل اسلامی صنعت بیمه را به عنوان محورهای اصلی سلسله مباحث اتاق فکر مطرح کرد.

ایده معنا دار، محصول اتاق فکر
سید محمد عباس زادگان، مدیر عامل شرکت سهامی بیمه نوین، محصول اتاق فکر را تولید ایده معنا دار دانست و اظهار داشت: به نظر من در اتاق فکر تولید ایده به سه دلیل صورت گیرد:1- برای بازکردن بن بستی که کارهای تحقیقاتی جاری راهگشا نیست 2- مساله و مشکل خاصی پیش نیامده است بلکه به دنبال ایجاد فضا و بستر جدیدی برای فعالیت هستیم 3- قصد داریم از مجموعه دانش و تجاربی که بیرون از مرزها و داخل کشور ایجاد شده است، به شکل جدیدی استفاده کنیم.
مدیر عامل شرکت سهامی بیمه نوین در ادامه به تشریح اتاق فکر پرداخت و گفت: در اتاق فکر ایده ای مطرح و اعضاء درباره آن نظر می دهند که در نهایت تبدیل به یک سند می شود. این سند در اختیار پژوهشگرانی که در موسسات پژوهشی مشغول به فعالیت هستند قرار می گیرد تا براساس آن طرح تحقیقاتی تعریف شود و نتایج کار تحقیقاتی در اختیار بخش اجرائی قرار می گیرد.
وی در خاتمه خاطر نشان کرد: اگر برخی از نتایج اتاق فکر در گروه های پژوهشی به طرح عملیاتی تبدیل نشود ، دوباره به اتاق فکر بر می گردد تا مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.

اتاق فکر منجر به تحرک پژوهشی در صنعت بیمه می شود
سید محمد آسوده با تاکید بر تشکیل جلسات ماهیانه شورای راهبردی اتاق فکر، تصریح کرد: توسعه صنعت بیمه همه مسائل صنعت بیمه را در بر می گیرد اما سوالی که در اینجا مطرح می شود، این است که چگونه و با چه مسیری؟به نظرم می رسد در جلسات اولیه شورای راهبردی، بایستی اولویت های صنعت بیمه که قرار است در اتاق فکر مورد بررسی قرار گیرد، مورد بحث قرار دهیم.
آسوده تشکیل اتاق فکر را منجر به تحرک پژوهشی در صنعت بیمه دانست و افزود: در حال حاضر در صنعت بیمه، به طور مستقیم 15 هزارنفر مشغول فعالیت هستند، اگر بتوانیم شرایطی را فراهم سازیم که 15 هزار نفر در این صنعت فکر کنند، با بسیج فکر در کل صنعت بیمه مواجه خواهیم شد که نتایج مثبتی را برای صنعت بیمه به همراه خواهد داشت.

جایگاه اتاق فکر در صنعت بیمه کشور
دکتر مسعود حجاریان، مدیر عامل شرکت بیمه ملت با اشاره به تاخیر در تشکیل اتاق فکر گفت: بایستی در ابتداء جایگاه و ساختار اتاق فکردر صنعت بیمه کشور مشخص شود. ملاحظه می شود در مدتی که قرار بود این جلسه تشکیل شود ولی با تاخیر تشکیل شد، هیچ اتفاق خاصی نیفتاد، این مساله نشان می دهد که اتاق فکر هنوز جایگاه خود را در صنعت بیمه کشور پیدا نکرده است و به نظر من اول بایستی جایگاه اتاق فکر را در صنعت بیمه مشخص کرد.
دکتر حجاریان اتاق فکر را جزیی از یک ساختار دانست و افزود: در ابتدا باید مشخص شود که اتاق فکر متعلق به چه کسی است؟ هدف از تشکیل آن چیست؟ در فاصله تشکیل جلسات اتاق فکر قرار است چه اتفاقی در صنعت بیمه بیفتد که مباحث اتاق فکر مکمل آن باشد. به نظر من اگر قرار است اتاق فکر در صنعت بیمه تحول ایجاد کند و ماندگار باشد بایستی به آن به شکل سیستمی نگاه کنیم.

دایره اتاق فکر
دکتر خرقانی، مدیر عامل سندیکای بیمه گران ایران، سابقه تشکیل اتاق فکر را از سال 2000 میلادی عنوان کرد و افزود: در اتاق فکر دایره حرکت داریم، گروهی در اتاق فکر حضور دارند که کار مهندسی فکر را انجام می دهند. بعد از طرح مباحث، انتشار این ایده و افکار است که مهمترین رکن اتاق فکر را در بر می گیرد. پس از آن، مرحله ارزیابی است و پس از آن مرحله تکرار که این دایره را تکمیل می کند.
وی در خاتمه با اشاره به اینکه بسیاری از اتاق فکرها در دنیا تبدیل به نهاد شده اند خواستار ثبت اتاق فکر در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری شد.

دعوت به فکر کردن جای تقدیر دارد
دکتر علی محمد گودرزی، مشاور رئیس کل بیمه مرکزی ایران با ابراز خرسندی از تشکیل اتاق فکر گفت: اگر غرب توانسته در حوزه های مختلف پیشرفت داشته باشد، علت اصلی آن توجه به تفکر است و ما کمتر به آن توجه داشته ایم، بنابراین دعوت به فکر کردن جای تقدیر دارد.
وی با طرح این سوال که آیا تفکر دارای لوازمی است، اظهار داشت: تفکر دارای قاعده است، بایستی تکنیک های حل مساله آموزش داده شود و اساسا پیشنهاد می کنم برای تمام مدیران صنعت بیمه کشور، گروه آموزش تفکر راه اندازی شود.
وی در خاتمه ضمن تاکید بر استفاده از همه ظرفیت های دانشگاهی کشور برای سلسله مباحث اتاق فکر، پیشنهادِ نشان پژوهش صنعت بیمه، مستند سازی تجربیات صنعت بیمه کشور و تاسیس گروه پژوهشی آینده پژوهی را مطرح نمود.

مباحث جلسات اتاق فکر، محورهای تحقیقاتی پژوهشکده بیمه
رحیم مصدق مدیر کمیته فنی بیمه مرکزی با اشاره به سابقه تشکیل اتاق فکر در بیمه مرکزی ایران گفت: وقتی که دکتر فرشباف ریاست بیمه مرکزی ایران را پذیرفتند چنین جلساتی هر هفته برگزار می شد ولی به علت اینکه ساختار و جایگاه مباحث مطرح شده در آن جلسات مشخص نبود، بعد از سه ماه، ادامه پیدا نکرد. بنابراین به نظر می رسد برای تداوم بخشیدن به جلسات اتاق فکر، بایستی ساختار و جایگاه مشخصی برای آن تعریف کرد.
مصدق با توجه به ضرورت انجام طرح های تحقیقاتی کاربردی در پژوهشکده بیمه تصریح کرد: مطالبی که در سلسه جلسات اتاق فکر مطرح می شود، محورهای مناسبی برای طرح های تحقیقاتی پژوهشکده بیمه محسوب می شود.

در دوران گذار صنعت بیمه با خلاء فکری مواجهیم
آیت کریمی با اشاره به حضور شرکت های خصوصی در صنعت بیمه ایران گفت: بعد از حضور شرکت های بیمه ای خصوصی با یک خلاء فکری مواجه هستیم که تبعاتی برای صنعت بیمه به همراه داشته است و به نظر من حل آن از توان صنعت بیمه خارج است؛ مثلا آثار مالیات 3 درصد بر صنعت بیمه یا قانون جدید شخص ثالث.تا به حال هم نهادی نداشتیم که آثار این گونه تصمیم گیری ها و قوانین و مقررات را در وضعیت مالی و اقتصادی صنعت بیمه مورد بحث و بررسی قرار دهد.
وی با ابراز خرسندی از حضور مدیران و استادان صنعت بیمه کشور در جلسه اتاق فکر گفت: اتاق فکر فضای مناسبی است که به بررسی مسائل و مشکلات صنعت بیمه پرداخته و حتی معضلات و چالش های آینده صنعت بیمه را مورد واکاوی قرار خواهد داد.

اتاق فکر مقید به نتیجه نیست
دکتر عباس حاج فتحعلیها، مشاور رئیس کل بیمه مرکزی ایران اتاق فکر را با سایر نهادها، کمیته ها و کارگروه ها متفاوت دانست و تصریح کرد: مباحث مطرح شده در اتاق فکر آزادتر از قید و بندهای جلسات دیگر است و باید بپذیریم مباحث مطرح شده در سلسله جلسات اتاق فکر مقید به نتیجه نیست.
وی یادآور شد که این جلسه پیش جلسه ای برای تشکیل اتاق فکر و تولید ایده است و افزود: به نظر من معیار برای شرکت کننده در اتاق فکر بایستی بر افراد باشد نه جایگاه سازمانی، مثلا ضرورتی ندارد در هر جلسه از هر صنف در اتاق فکر حضور داشته باشد.

به تفکر، اجرایی تر بنگریم
معصوم ضمیری با اشاره به اهداف تشکیل اتاق فکر گفت: اگر مشخص نشود اهداف اتاق فکر چیست و یا اینکه اتاق فکر در خدمت کیست، ممکن است مباحث متناقضی در آن مطرح شود چرا که در مواردی اهداف بیمه مرکزی ایران با اهداف شرکت های بیمه قابل جمع شدن نیست.
وی در ادامه افزود: به نظر من در اتاق فکر نبایستی به دنبال افکار افلاطونی باشیم؛ تفکر درباره مسائل زود بازده و مشکلات صنعت بیمه در اولویت قراردارد. به عبارت دیگر اتاق فکر باید به تفکر، اجرایی تر نگاه کند.

پایه اندیشه آزاد در فقه جعفری(ع)
نصرا... نوربخش، عضو هیات مدیره انجمن صنفی شرکت های خدمات بیمه ای، پایه و اساس اتاق فکر را در اندیشه دینی عنوان کرد و افزود: اتاق فکر قرن ها پیش به عنوان ارائه اندیشه آزاد در اسلام به وسیله حضرت امام جعفر صادق(ع) مطرح شد و ما در فقه جعفری با اتاق فکر و اندیشه آزاد مواجه هستیم.
وی با اشاره به تلاش های کارشناسی برای طرح تحول در صنعت بیمه با طرح این سوال که تا چه اندازه نتایج دیدگاههای کارشناسی در طرح تحول در صنعت بیمه عملیاتی شده است؟ افزود: اگر برای اتاق فکر جایگاهی در صنعت بیمه تعریف نشود، ممکن است محصول این اتاق، به سمت کاربردی شدن پیش نرود.
نوربخش اتاق فکر را بازوی کمک کننده به مراجع تصمیم گیری صنعت بیمه خواند و تصریح کرد: برای حل مشکلات صنعت بیمه بایستی مسائل را کلی تر مورد بررسی قرارداد و علاوه بر صنعت بیمه به مسائل مرتبط با این صنعت در حوزه های دیگر نیز توجه داشت.
اتاق فکر نیازمند هدف گذاری کلان است
نصرا.. طهماسبی، مشاور رئیس کل بیمه مرکزی ایران اتاق فکر را نیازمند هدف گذاری کلان دانست و تصریح کرد: این هدف گذاری کلان مثلا اگر توسعه صنعت بیمه در ایران باشد، این سوالات قابل بررسی است؛ آیا صنعت بیمه در ایران توسعه پیدا کرده است؟ اگر توسعه پیدا نکرده، چرا؟ چه موانعی برای توسعه صنعت بیمه وجود دارد؟ آیا این موانع در قوانین است؟ در نحوه اجرا است؟و... برای رفع این موانع چه اقداماتی باید انجام شود؟ به نظر من طرح این مباحث در اتاق فکر باعث ارائه نظرات متنوع می شود که از برخورد این دیدگاه ها می توان به راه کارهای مناسبی برای مشکلات صنعت بیمه دست یافت.
وی با تاکید بر استفاده از تجارب صاحب نظران دانشگاهی و اجرایی صنعت بیمه در اتاق فکر گفت: به نظر من پژوهشکده بیمه بایستی با توجه به محورهای 8 گانه مطرح شده، طرح های پژوهشی تعریف کند و نتایج آن را در اتاق فکر مورد تجزیه و تحلیل قراردهد.

رسالت اتاق فکر؛ مدون کردن نظرات کارشناسان صنعت بیمه
خسرو شاهی مشاور رئیس بیمه مرکزی ایران رسالت اتاق فکر را مدون کردن نظرات کارشناسان صنعت بیمه دانست و افزود: ببینید اگر ما به دنبال این سوال باشیم که چرا صنعت بیمه در ایران توسعه پیدا نکرده است، صاحبنظران و کارشناسان صنعت بیمه با طرح دیدگاه های خود در اتاق فکر به دنبال پاسخ به این سوال بر می آیند و این امکان فراهم می شود که دیدگاههای کارشناسی را به صورت مکتوب گردآوری شود و هر فردی یا سازمانی فراخور نیاز خود در صنعت بیمه می تواند از این دیدگاه های کارشناسی استفاده کند.
وی در ادامه افزود: در صورتی که در کنار هشت محور مطرح شده به عنوان محورهای اصلی مباحث اتاق فکر، موضوع های انتخابی نیز مطرح شود، بسیار مناسب است.

مسائل را بایستی عمیق تر دید؛ دورترها را بهتر دید
دکتر درخشان دبیر علمی اتاق فکر در جمع بندی مباحث مطرح شده گفت: اگر در اتاق فکر حرکتی را آغاز کنیم که بتوان مسائل صنعت بیمه را عمیق تر مورد بررسی قرارداد و با رویکردی آینده نگر صنعت بیمه را مطالعه کنیم، زمینه لازم برای طرح چالش های صنعت بیمه و ارائه راه کارها فراهم می شود.
مشاور پژوهشکده بیمه در ادامه گفت: به نظر من اجازه دهیم این جریان فعال شود و کارایی خودش را نشان دهد آنگاه متناسب با عملکردش، جایگاهی در صنعت بیمه برای آن تعریف خواهد شد.
وی با تاکید بر این نکته که صنعت بیمه نقش مهمی در اقتصاد و توسعه اقتصادی ایفاء می کند، افزود: در اتاق فکر تلاش می شود تا فضای مناسبی برای طرح مسائل بیمه ای به منظور توسعه صنعت بیمه در راستای تحقق اهداف چشم انداز فراهم شود.

مباحث اتاق فکر مبنای طرح های پژوهشی پژوهشکده بیمه
در خاتمه دکتر عسگری، رئیس پژوهشکده بیمه با مثبت ارزیابی کردن مباحث مطرح شده در اولین جلسه هم اندیشی اتاق فکر،گفت: در اتاق فکر مسائل و چالش های صنعت بیمه مطرح خواهد شد و بر مبنای مباحث مطرح شده، طرح های پژوهشی تعریف خواهد شد تا به راهکارهای علمی برای حل مشکلات صنعت بیمه دست پیدا کنیم و از این طریق حلقه ارتباطی بین مباحث نظری و کاربردی و به تعبیری دیگر بین صنعت و دانشگاه باشیم.
رئیس پژوهشکده بیمه در خاتمه بر ضرورت تشکیل دبیرخانه اتاق فکر، ارسال مشروح مباحث مطرح شده در اولین نشست هم اندیشی اتاق فکر به اعضاء به صورت مکتوب و تشکیل یک جلسه دیگر برای رسیدن به همگرایی بیشتر برای تعیین اهداف و نحوه عملکرد اتاق فکر تاکید کرد.

» مدیران در هزاره سوم

» مدیران در هزاره سوم


هزاره سوم با تئوری نظم ناشناخته (Chaos Theory) روز به روز مدیران سازمانها را با دنیای پیچیدهتر و پر رمز و رازتر کسب و کار و با رویدادهای لحظهای آن مواجه میسازد که ثبات و اطمینان را از برنامهریزیها و سیاستگزاریها میرباید و مدیران باید در لحظه و «آن» تصمیمگیری کنند و برنامهریزیها و سیاستگزاریهای جدید و مقطعی برای سازمان تدوین نمایند.

کی از پیامدهای نظم ناشناخته در هزاره سوم اثر «پروانهای» آن است که در این فضا رویدادهای بسیار کوچک و گاهیکم اهمیت و یا بیاهمیت، آثار و تبعات شگفتی آفرین بر سازمانها و شرکتها بر جای میگذارد. به طوریکه عدم ارزیابی دقیق از آن و پیشبینیهای لازم و ایجاد آمادگی کافی برای برخورد میتواند چرخه زندگی سازمان را مختل سازد و در روند تلاشی، سازمان را به سمت شیب نزولی منحنی عمر سوق دهد. برای درک بهتر اثر پروانهای باید گفت که در هزاره سوم تاثیر و تاثر متقابل سازمانها از یکدیگر به قدری شدت خواهد گرفت که اگر پروانهای در آسمان چین به پرواز درآید جابهجایی هوای ناشی از ارتعاشات بال این پروانه هوای آسمان نیویورک را تحت تاثیر قرار داده و جابهجا میکند. در این مثال سازمانها و شرکتها چون هوا هستند که کوچکترین رویدادی در سازمانهای دیگر می تواند آثار و نتایج خارج از توان برای آنها ایجاد کند.

بنابراین مدیران در هزاره سوم باید آمادگی پیدا کنند تا در محدوده مرزهای مشخص که ماموریت و اصول سازمان تعیین میکند، در برابر رویدادهای پیشبینی نشده واکنش مناسب نشان دهند و برای تغییرات سریع و پرشتاب انعطافپذیری کافی در سازمان ایجاد کنند.

مدیران در قرن بیست و یکم برای ورود به فضای پرشتاب و با دگرگونیهای سریع مدیریت سازمانی باید سه عامل اساسی را -که از آن با نام سه کلید طلایی برای موفقیت و گشودن مجاری اثربخشی یاد میشود- در اختیار داشته باشند. این سه کلید طلایی و یا عوامل اساسی عبارتند از:

۱) پیشبینی و آینده نگری

۲) نوآوری

۳) برتری کیفیت

لبته باید گفت که این سه عامل از وزن و اهمیت یکسانی برخوردار نیستند، بلکه در دهه اول هزاره سوم ارتقاء مستمر کیفیت و مدیریت فراگیر آن (TQM)* نسبت به دو عامل دیگر از وزن و اهمیت بیشتری برخوردار است.ولی پس از طی این دوره ابداع و نوآوری جای آنرا خواهد گرفت. ضمن اینکه ترکیب نوآوری و ابداع با کیفیت برتر نقش بسیار اساسی و قوی در موفقیت سازمانی دارد. پیشبینی و آیندهنگری، مدیران را مجهز به اطلاعاتی میسازد که با ارتقاء همه جانبه این مهارت مدیریتی خواهند توانست در زمان مناسب، جایگاه مناسب خود را (به کمک محصول ابداعی و کیفیت برتر آن) در بازارهای هدف و سپهر جهانی پیدا کنند.

ترکیب و تلفیق این سه عامل برای مدیران هزاره سوم این امکان را فراهم میسازد تا نیازهای مشتریان را پیشبینی کنند و با ابتکار و نوآوری در محصول با کیفیت برتر سهم بازار را افزایش دهند و نه تنها سازمانها و شرکتهای خود را در مقابل زلزله بنیادکن تحولات حفظ کنند، بلکه با کسب موفقیت جزء برترینها شوند. به طور کلی مدیران موفق در هزاره سوم باید با آیندهنگری، تشخیص موقعیت و عکسالعمل مناسب به حل مشکلات فراروی سازمان خود بپردازند.

▪ مدیران، در هزاره سوم بیش از پیش نیازمند تفکر آماری هستند تا از طریق این روش مهندسی فکر:

۱- بتوانند شرایط پیرامون خود را بشناسند

۲- تحیلی مشخص از شرایط پیرامونی به عمل آورند

۳- در صورت وجود مسئلهای در آن، راههای حل مناسب را پیدا کنند و به کار برند.

تجهیز مدیران به تفکر آماری و طراحی مهندسی تفکر مرتبط با آن، سه اصل بنیادین زیر را برای مدیران هزاره سوم الزامی میسازد.

۱) همه مسائل سازمانها در سیستمی به هم تنیده و در فرایند کنش متقابل با یکدیگر نمودار میشود و هیچ مسألهای در سازمانها جدای از سایر مسائل رخ نمیدهد.

۲) کلیه مسائل سازمانها و فرایند عمل آن دارای پراکندگی است در ضمن همه فرایندهایی که مدیران به کمک آنها به حل مسئله میپردازند نیز دارای پراکندگی است.

۳) مدیران در هزاره سوم برای موفقیت در هدایت سازمان و عبور از شرایط پرتلاطم و پرشتاب قرن ۲۱ نیازمند درک صحیح از این پراکندگیها و یافتن روشهای کاستن از دامنه آن میباشند.

در ضمن مدیران در هزاره سوم نیازمند تفکر استنتاجی نیز میباشند به عبارت دیگر تلفیق و ترکیب این دو نوع مهندسی فکرو عملیاتی و اجرایی کردن سازههای آن رمز موفقیت مدیران در این هزاره میباشد. بنابر تفکر استنتاجی هر پدیده جدیدی برای مدیران فقط به عنوان وسیلهای برای حل مشکلات فعلی نیست بلکه مدیران باید دنیای جدیدی را که در پشت این پدیده جدید نهفته است، شناسایی کنند و دریابند، فقط با تجهیز به این دو روش تفکری است که مدیران توانایی حل مشکلات و مسائل متنوع و گسترده و متعدد را در دورههای زمانی کمدامنه خواهند داشت.

ر هزاره سوم باید مدیران به این نکته توجه لازم داشته باشند که رشد صنایع، تابعی از تولید و یا تقاضا نیست به این معنی که، در سابق صنایع وقتی رشد میکردند که تولیدشان کمتر یا برابر تقاضا بود. ولی در هزاره سوم فناوریهای اطلاعات و دانش، دیگر تابع کمبود نیست زیرا هر چقدر هم زیاد باشد مطلوبیت نهایی روی آنها اثر نمیگذارد. آنگونه که با پیشبینی اقتصاددانان در چند سال آینده پشتوانه اعتبارات جهانی پول نخواهد بود بلکه دانش مولد جای آن را خواهد گرفت. به عبارت دیگر هر قدر از علم بیشتر استفاده شود، بهتر، کاملتر و دقیقتر خواهد شد. در هزاره سوم مصرفکنندگان نامشخص خواهند بود به ویژه مصرفکنندگان اطلاعات بسیار نامحدودی خواهند داشت و این امر کنترل صنعت را توسط مدیران آن بسیار دشوار و سخت میکند. به تعبیری مدیران باید این آگاهی را کسب کنند که پایه اقتصاد آینده دانش خواهد بود و براساس آن میبایستی روندها و فرایندهای سازمانی را مهندسی کنند.

در هزاره سوم مدیریت منابع انسانی نیز به شدت دگرگون خواهد شد. اگر بپذیریم که پایه اقتصاد آینده دانش است بنابراین اولین اقدامات و تلاشهای مدیران در هزاره سوم باید سرمایهگذاری بر روی نیروهای فرهیخته و نخبه در درون شرکتها و سازمانها باشد و باید مدیران به نوعی از معرفتشناسی "Epistemology" دست یابند که سرمایهگذاری در زمینه منابع انسانی کارآمد را سرمایهگذاری استراتژیک بدانند و چالشهای فراروی خود را بشناسند و براساس آن به تدوین استراتژی بپردازند. این چالشها را در رابطه منابع انسانی میتوان در گزارههای زیر خلاصه کرد:

۱) در هزاره سوم کارکنان در محیط کار راضی نمیشوند

۲) در هزاره سوم کارکنان نیازمند فکر کردن و تمایلات و گرایشهای مستقل بودن خواهند داشت

۳) در هزاره سوم ارتقاء بهرهوری بین نیروهای فکری و فرهیخته بسیار مشکل و دشوار میباشد

۴) در هزاره سوم مدیران سازمانها قادر نخواهند بود افکار منابع انسانی سازمان خود را کنترل کنند

۵) در هزاره سوم منابع انسانی برای تغییر رفتار خود تصمیم میگیرند و تأثیر مدیران در این زمینه بسیار کمرنگ و بیرنگ خواهد شد

۶) در هزاره سوم منابع انسانی با توانمند شدن در زمینه مدیریت خویشتن، برنامهریزی میکنند و الگوریتمهای جدید و مدرن و سازگار با شرایط را به کار میبرند و در این زمینه مدیریت نمیتواند برای چگونه کار کردن آنها تعیین تکلیف کند

۷) در هزاره سوم این منابع انسانی هستند که سازمان را برای کار انتخاب و گزینش خواهند کرد و نه مدیران

۸) در هزاره سوم رابطه مدیریت و منابع انسانی باید بر پایه مناسبات برنده ـ برنده (winner - winner) باشد چنانچه هر یک از آنان این امر را نادیده بگیرند، روند امور را ناپایدار خواهند کرد

۹) در هزاره سوم باید مدیران، استراتژی مدیریت منابع انسانی را از نو تدوین کنند به طوری که

۹-۱) نیروی انسانی شاغل در سازمان بازیگر تیم باشد حتی اگر کارش اختراع باشد

۹-۲) منابع انسانی سازمان تا حد امکان به روش مشارکتی سازماندهی شوند

۹-۳) منابع انسانی با تفکر آماری آشنا شوند تا به عنوان کارشناس و یا متخصص بتوانند ریسک را پیشبینی کنند و استراتژیهای صحیح را انتخاب و راهکارهای مناسب را به کار گیرند

۱۰) و در آخرین کلام مدیران در هزاره سوم باید یکپارچگی و برتری خرد و قدرت درونی را در امور سازمانی خود به دقت تجزیه و تحلیل کنند تا بتوانند بهترین روش عبور از امواج پرتلاطم دریای جهان جدید را برای کشتی سازمان خویش ترسیم کنند.




سازه اطلاعات سامان ( www.sis-eg.com )

مقاله با موضوع مهندسی فکر

مقاله با موضوع مهندسی فکر

تالیف :احمد اصغریان جدی
عضو هیات علمی دانشکده معماری
دانشگاه شهید بهشتی
شهریور1388
 
مقدمه
هرکشوری که به مسائل دفاعی نیندیشد، محکوم به نابودی است؛ زیرا سایر حکومت ها به جای او خواهند اندیشید. این مسئله برای ایران، به لحاظ قرار گرفتن در موقعیت استراتژیک جغرافیایی و داشتن منابع طبیعی و از همه مهمتر ایجاد فکر و اندیشه برعلیه ساختار سازمان ملل و طرح مسئله هلوکاست و در یک جمله صدور تفکر انقلاب اسلامی در ملل جهان اهمیت بیشتری دارد. تصرف یک کشور توسط آمریکا می تواند از راههای گوناگون و به روش های مختلف، به مرور یا سریع و دفعتاً صورت گیرد. در حال حاضر با توجه به اتفاقات براندازی نرم بعد از انتخابات 22/3/88 ریاست جمهوری در ایران، یکی از روش هایی که باید مورد تامل قرارگیرد، "مهندسی فکر" مخاطبان که اکثراً گروه های تحصیلکرده و نوعاً مرفه جامعه ایرانی هستند که دسترسی به اینترنت و ماهواره را دارند و یا به عبارتی اینترنت و ماهواره به آنها دسترسی دارد.
پردازش "مهندسی فکر" پس از حرکت های مخملی در کشورهای تازه تاسیس کشورهای کمونیستی و با بررسی آثار مربوط به براندازی نرم و همچنین تجربیات دوران دفاع مقدس رزمندگان در "مهندسی فکر" خلبانان عراقی در اغفال آنها برای دیدن هدف، این مقاله ارائه می گردد این مقاله در 5 بخش ارائه می گردد که شامل:
1- مبحث مهندسی فکر و سپس در بخش 2- نظریه گشتالت و استفاده از آن در دوران دفاع مقدس و بخش 3- مبحث آکولتیزم (قدرت عالم غیب) و کنترل آن توسط رسانه های مجازی و جهت دادن آن به تشکیلات هرمی جهت براندازی و در بخش 4- براندازی نرم که نظریات آقای جین شارپ که عیناً در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری مورخ 22/3/88 به عمل درآید و در بخش 5- نتیجه گیری مقاله است که چگونگی اثر گذاری رسانه های مجازی بر نخبگان کشور بویژه رهبران براندازی در ایران اختصاص یافته است. امیدوار است این مقاله که مختصر به رئوس مطالب پرداخته است، با نقد صاحبنظران در آینده توسعه یافته تا انشاءا... بتوان هرچه بیشتر برای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی به روش علمی اقدام نمود.
 
 
 
 
 
 
1-مهندسی فکر
 
واژه "مهندسی فکر" از دو واژه مهندسی به معنای استفاده از اندازه بمعنی اندازه و قدر، و واژه فکر به معنی"مرتب ساختن امور معلوم برای کشف مجهول"[1]تشکیل شده است.با این تجزیه می توان " مهندسی فکر" را شکل و اندازه دادن به فکر به طوری که نمود بیرونی داشته باشد، تعریف کرد. یعنی با این اندازی فکر می توان قضاوت کرد و تصمیم عملی گرفت تا مجهولی در دنیای بیرون (مادی) به معلوم تبدیل گردد.
این عمل می تواند با نیت شیطانی و یا رحمانی و یا طیفی ما بین این دو قطب شکل گیرد. در قرآن، آیه 19 سوره سباء ، استنباط می شود تنها اثری که شیطان بر انسان دارد آنست که بد را خوب و خوب را بد جلوه دهد، لذا انسان عملی را که می پنداردخوب است انجام می دهد درصورتیکه آن عمل از مهندسی فکر او توسط شیطان، بروز خارجی پیدا کرده است.چنین فرایندی تنها به حوزه شیطانی منجر نمی شود، بلکه حتی ریشه در تعالیم رحمانی نیز دارد .در حوزه رحمانی نیز به تمام مسلمانان دستور امر به معروف و نهی از منکر، موعظه دادن و گرفتن، توصیه شده است.این امر نوعی مهندسی فکر و ساختن فکر در جهت رحمان است.
همیشه این دو عامل "مهندسی فکر" یکی بیرونی چه از طرف شیطان و یا رحمان و یکی درونی شامل توانمندی های وجودی انسان ( عقل، فطرت ، غریزه و ....)باهم در تعامل هستند. این تعامل باعثصدور افعالی از انسان می گردد که در تعامل با دیگر افراد باعث عقل جمعی و یا شعور جمعی ( اجتماعی)شده و منجر به حرکتهای اجتماعی می گردد.
در دوران استعمار کهنه، قدرتمندان غرب بیشتر برای ایجاد جاسوسان و همکاران آنان واژه "شتشوی مغزی" را بکار می بردند که متوجه افراد و یا گروههای محدود اجتماعی می شد. این افراد در تشکیلاتی همچون " فراماسونری"باشگاه، کلوپ روتاری، لاینز، مافیا و .... گروههای رأس هرم قدرت کشورهای هدف را تشکیل میدادند و آنها توده مردم و خواص را در مسیر اهداف خود مجبور به تبعیت می کردند. از سوی دیگر نهضت های آزادی بخش نیز افراد و توده های مردم را در مقابل استعمارگران و نوکران داخلیشان" مهندسی فکری" می کردند.[2]
در جوامع انسانی با روش چهره به چهره در "مهندسی فکر" و استفاده از مدیریت بومی مانند معتمدان ،ریش سفیدان ،روحانیون ، خانواده ها و... توده مردم را در مقابل دشمنان قرار می داد.
اوج این تضاد و تقابل را می توان در انقلاب اسلامی ایران دید که پس از یک مبارزه 15 ساله در سال 1357 به پیروزی رسید.
گرچه استعمارگران غرب بارها خطر قرآن را در جوامع اسلامی گوشزد می کردند ولی چگونگی آن را در دوران پیروزی انقلاب اسلامی مورد بررسی علمی قرار دادند. یکی از این پژوهشها در زمینه " رسانه عمومی" بود که اثرات "منبر" را در آگاهی مردم مورد بررسی قرار دادند. با آنکه استعمارگران مسلط به اصحاب رسانه و حتی روشهای شتشوی مغزی روشنفکران مسلط بودند، ولی از اثرات چهره به چهره نهضت های رهایی بخش مخصوصاً اثرات "منبر" به هراس آمدند و آنرا مورد بررسی قرار دادند.
در تحقیق آقای اصغر فتحی[3] در مورد منبر مطالب زیر تحقیق شده است. مبانی فرهنگی و تاریخی وعظ در اسلام، جدایی منبر از حکومت، منبر در اسلام عصر میانه، یک چشم انداز جامعه شناختی ، منبر در پیش از عصر جدید، منبر در عصر جدید.این
 
 
تحقیق در نهایت نتیجه می گیرد که دریافت از "رسانه های عمومی[4]" مانند منبر بر دریافت از " رسانه های همگانی"[5] مانند رادیو و تلویزیون ارجحیت دارد .
قابل ذکر است تحقیق آقای اصغر فتحی در دوران پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت که در منابع و ماخذ به آثار غربیها اشاراتی دارد و احتمالاً این تحقیق در راستای سوژه قراردادن پدیده تاریخی حرکت حضرت امام خمینی (ره) قرارداشت.
 
2- "مهندسی فکر" در دوران جنگ (نظریه گشتالت)
اواسط جنگ ایران و عراق، ابزار و ادودات جنگی ایران کم بود ولی در مقابل عراق دائماً به پیشرفته ترین آن ها مجهز می شد. بویژه نیروی هوائی عراق بسیار قوی شد و ما بعلت نداشتن پدافند هوائی مناسب، بالاجبار به "دفاع غیر عامل" بیشتر روی آوردیم. دفاع غیر عامل[6]– ساختمانهای مختلف بکار گرفته می شد. به مجموعه تمهیداتی اطلاق می شود که بدون تکیه بر مدیریت کاربردی، امکانات خود را در مقابل حملات بویژه بمباران دشمن مستحکم می کند. یکی از این ابزار دفاعی، دانش معماری بود که در ساخت صنایع نظامی
یکی از الزامات دفاع غیر عامل معروف به CCD بود که علیه دشمن بکار گرفته می شد و شامل استتار ، اختفاء و اغفال بود. در طرح اغفال تصمیم برآن شد که اهداف کاذب برای دشمن طراحی و اجراء گردد تا خلبانان دشمن نتوانند اهداف اصلی را به درستی تشخیص دهند و به آنها آسیب وارد آورند. از آنجائیکه ساخت و ساز اهداف کاذب پر هزینه بود لذا مجبور بودیم با کمترین هزینه بهترین وکار آمدترین طرح را ارائه دهیم. از اینرو مجبور بودیم ذهن خلبانان دشمن را در درک هدف ، بنوعی "مهندسی فکر" نماییم. برای رسیدن به این هدف دو مطلب مورد بررسی قرار گرفت یکی اینکه با خلبانان ایرانی[7] مصاحبه داشتیم و از سوی دیگر نظریه گشتالت[8] را بعنوان مبحث روانشناختی مرتبط، مبنا قرار دهیم.
بعد از مصاحبه با خلبانان ایرانی و پرکردن پرسشنامه های مختلف که در حوزه های استتار و اختفاء اثر بسزایی داشت در حوزه طرح اغفال، موضوع قدرت تصمیم گیری خلبانان عراقی در زمان هدف گیری برای ما مد نظر قرار گرفت.
با توجه به ریسک بالای اصابت ضدهوایی و دلهره خلبانان در وقت بمباران فقط 12چند' type="#_x0000_t75"> دهم ثانیه فرصت تصمیم گیری دارند و از سوی دیگر ما می توانستیم با نظریه گشتالت با ایجاد حداقل تعدادی نقطه ، تصویری کامل برای خلبانان دشمن ایجاد کنیم. در واقع فکر آنان را به گونه ای مهندسی کنیم(مهندسی فکر) که در آن فرصت کم آن چیزی را که ما می خواهیم ببینند نه آنکه آن چیزی که واقعیت دارد.
 
2-1 نظریه گشتالت (Geshtalt Theory)
واژه گشتالت در آلمانی به معنای" وضع و شکل هیات کل" است. تصور کلی سازمان یافته و شناخته شده از هر پدیده را گشتالت می نامند. و منظور آنست که ساخت یا سازمانی که اجزای آن تنها از طریق نقشی که در مجموعه دارند قابل درک برای انسان است. برای مثال برای درک دایره کافی است قسمتهائی از دایره رسم گردد ولی مغز انسان آن دایره را کامل درک میکند.
 
واقعیت ناقص درک کامل انسان
زیرا انسان قبلاً دایره را در ذهن خود می شناسد و با چند خط و نقطه، درکی تقریب به کامل از دایره در ذهن او تشکیل می شود. قوانین این نظریه شامل قانون مشابهت(Similarity)، قانون مجاورت یا تقرب(Proximity)، قانون ترمیم یا تکمیل(Closure)، قانون ادامه خوب (Good Continue) و نقش تصویر و زمینه (Ground – Figure )است.
روانشناسان پیشاهنگ نظریه گشتالت، چهار دانشمند آلمانی بنام ماکس روتایمر، کهلر، کافکاو لوین بوده اند. کاربرد این نظریه بیشتر در زمینه ادارک و یادگاری(آموزش) است، اما ما در دوران جنگ برای اغتشاش در دید خلبان دشمن برای "مهندسی فکر" آنان استفاده می کردیم.[9]
 
2-2- ارضای دشمن
هر خلبانی می خواهد هدف را بزند و از دیدن آسیب وارده به آن هدف ارضا گردد. از اینرو تکمیل طرح اغفال ایجاب میکرد که آثار انفجار کاذب مانند دود و آتش سوزی ایجاد گردد که خلبان دوباره برنگردد و باسماجت دنبال هدف اصلی نگردد، لذا اقناع کاذب دشمن برای دفاع غیرعامل بصورت یک اصل در آمد . اما تمام این اعمال باید در چند دهم ثانیه برای خلبانان دشمن"مهندسی فکر" می گردید.
 
2-3- گراوند فیگر ( هیئت کلی هدف)
گرچه در جنگ ایران و عراق روش جنگ سایبرنتیکز[10] مطرح نبود و بیشتر با مقیاس ادراک انسانی جنگ انجام می شد، اما براساس اسناد،اولین بار رباتهای جنگی مانند موشک کروز و امثال آن علیه شوروی سابق مورد استفاده قرارگرفت. شورویها نیز متقابلاً و برای اغفال موشک کروز روشهای سریع تغییر شکل شهرها را ابداع کردند که مادر جنگ ایران و عراق از آن استفاده نکردیم ولی امروزه بعلت جنگ های سایبرنتیکز "مهندسی فکر" برای رباتهای جنگی مانند موشک کروز الزامی است.
2-4- دفاع عامل
بموازات دفاع غیر عامل، دفاع عامل که بخشی از آن اغتشاش در دید و پردازش دشمن بود، ایجاد گردید.این بخش حوزه مستقلی است که در محدوده جنگهای الکترونیکی قابل بررسی است.نمونه ای از این روش که نزدیک به دفاع غیر عامل است روش ضد مراقبت (اغتشاش در دید)[11]CS میباشد.
2-5- نتیجه این بخش
" مهندسی فکر" برای اغفال خلبانان عراقی با زمینه ترس آنها از ضد هوائی و موانع ایجاد شده در مسیرشان و لزوم تصمیم گیری آنها ظرف چند دهم ثانیه طراحی گردید و نتیجه بسیار ارزانتر و نسبتاً موثرتر از راههای دیگر در دفاع بود.
 
3occultism- آکولتیزم
مفهوم قدرت "عالم غیب" (آکولتیزم) در تحقیقات NTIS[12] مشاهده شد. در مسیر مطالعه " دفاع غیر عامل" در اسناد آمریکایی ها، علوم مرتبط به علم " دفاع غیر عامل" که با کد " (74I) مشخص می باشد. یکی از علوم مرتبط را " قدرت عالم غیب" ارائه داده اند که برخلاف علم مدرن میباید آن علم را از اهل آن آموخت. این علم شامل جادو و مذاهب می باشد که احتمالا بعد از شکست آمریکا در طبس در سال1358 مورد بررسی غرب قرار گرفت. بعد از تسخیر سفارت آمریکا در ایران که منجر به حمله آمریکا در طبس شد، دو موضوع تحقیقاتی مورد بررسی این شکست بزرگ قرار گرفت. یکی "قدرت عالم غیب" که منظور بیشتر قدرت اسلام و تبلور آن در حضرت امام خمینی(ره) شد و دیگری موضوع شن های طبس و طوفانهای صحرائی که سیستم های الکترونیکی هلیکوپتر های دشمن را از کار انداخت.
تفکر غرب ،اصولا کشورهای امثال ایران را بعنوان سوژه برای بهره برداری می بینند نه دشمن، لذا هر موقع دندانهای تیز آنها در بدن ما فرو نرود یا دندانشان بشکند دنبال علت یابی و رفع نقص برمی آیند. در راستای این هدف بعدها علوم" صحرا شناسی" را توسعه دادند و آنرا بخوبی در عراق با نام عملیات " صاعقه صحرا" با موفقیت بکارگرفتند و موضوع "قدرت عالم غیب" (آکولتیزم) را در مورد ایران مورد تحقیق و تفحص قراردادند.که نسبتا در توطئه براندازی نرم اخیر در ایران( انتخابات ریاست جمهور 22/3/88) موفق بودند.
این بحث بخوبی نشان می دهد که علوم مهندسی جنگ و علوم انسانی مرتبط با آن چه اثر مهمی در شکست و یا پیروزی دارد. ما اگر بهترین استحکامات را بسازیم و در مقابل بمباران مقاومت داشته باشد ولی افراد انقلابی بعلت اخبار غلط رسانه های غربی از محتوی خالی شوند[13] و قدرت عالم غیب حامی آنها نباشد، استحکامات ارزشی ندارد.[14] این مقوله در بحث روانشناختی و جامعه شناسی جنگ[15] نیز تجربه تاریخی دارد و آن سقوط سریع خط ماژینو در کشور فرانسه بود که در مدت نیم روز بدست آلمان نازی سقوط کرد.
3-1- رایانه و اینترنت
در جنگ جهانی دوم اولین وسیله رایانه گونه مکانیکی را می توان رمز گشایی آلمانی دانست که در عملیات جنگ دریایی از یک زیردریایی آلمانی در حال غرق شدن ، بدست انگلیسها افتاد. این وسیله که حروف را تبدیل به اعداد رمز و سپس در قسمت دیگر با داشتن کد مربوطه قابل فهم می کرد، زمینه ساز تحولی در خلق رایانه امروزی گردید که تا سال 1950 م در اختیار انحصاری آمریکا بود. امروزه بحدی این امر پیشرفت کرده که در اکثر خانواده های تحصیل کرده حداقل یک رایانه و یا لپ تاپ موجود است. وسیله ای که زمانی محرمانه بود در دنیای اقتصاد سرمایه داری چنان توسعه یافت که دیگر نه تنها محرمانه نبود بلکه برای خرید و فروش آن و به دنبال آن اطلاعات، جنبه اقتصادی انفجارگونه پیدا کرد تا جائی که این دوره را عصر اطلاعات می نامند.[16]
یکی از خصوصیت این دوره برخلاف چند دهه قبل در اینست که هیچ اطلاعاتی برای اهل فن محرمانه نیست و اکثر اطلاعاتدر اختیار عموم قرار می گیرد. این دسترسی بحدی است که برای انسان وحتی پردازش گران حرفه ای قابل هضم نیست. لذا رشته ای بنام فناوری اطلاعات (IT[17]) بوجود آمده است تا بتواند واسطه ای بین داده ها[18] و افراد مصرف کننده جهت بهره برداری بهینه از اطلاعات می باشد. کسانی که در دنیای اینترنت در حوزه های مختلف مستقیما وارد می شوند عملا قادر به هضم تمام داده ها نمی باشند و حتی باعث می شود در باتلاقی فرو روند که از آن براحتی بیرون نمی آیند. لذا دنیای مجازی[19] شکل میگیرد که نمونه آتی آن را می توان در فیلم " ماتریکس" مشاهده کرد.
3-2- دنیای مجازی
امروزه دنیای مجازی در دو حوزه مثبت و منفی قابل رویت است.از دانشگاهای مجازی تا بازیهای رایانه ای جزء این دنیای مجازی هستند. قبلا در فکر انسان جنبه تخیل و وهم وجود داشت ولی امروزه متأثر از دسترسیهای گسترده اطلاعات، دنیای مجازی خاصی را ایجاد می کند که انسان می تواند در آن واحد با چندین حوزه مختلف در ارتباط باشد (نظریه دهکده جهانی)[20]. و حتی زندگی خود را برآن پایه استوار کند. از "چت " کردن تا بازیهای رایانه ای و حتی رفتن در حوزه های مختلف فضاهای اخلاقی و ضد اخلاقی و افراط در غوطه ور شدن در دنیای مجازی، مرضهای روانی خاص خود را ایجاد کرده است
یکی از بارزترین خصوصیت این دنیا را در فیلم ماتریکس میتوان مشاهده کرد. در ماتریکسحاکمیت دنیا بدست برنامه های رایانه ای می افتد که توسط انسان بحدی توسعه یافته که خود مستقلا برنامه می نویسد تا جائی که نه تنها از چنگ انسانها رها می شود بلکه انسانها را در اختیار خود میگیرد بدون آنکه انسانها متوجه شوند در دنیای مجازی آنها مجبور به زندگی هستند، فیلم مذکور اگرچه فلسفه "آرماگدان" صهیونیزم را ترویج می کند ولی بحث خصوصیت انسانهایی را که در این دنیا زندگی می کنند مد نظر دارد. در داستان فیلم اینگونه تصویر شده است که معدودی انسانهای آزاده علیه حاکمیت برنامه های رایانه ای در یک زیر دریایی در قسمتی دور افتاده (کانالهای فاضلاب)به زندگی مستقل خود ادامه می دهند. گروه مذکور با حداقل امکانات و غذای طبیعی به مبارزه خود ادامه می دهند تا حدی که یکی از مبارزان از زندگی سخت ناراحت شده و به دشمن پناه میبرد. زمانی که با افسر اطلاعاتی دنیای مجازی در یک رستوران تماس می گیرد از پذیرایی شایانی که از او با غذاهای مختلف می شود این جمله را بکار می برد " با آنکه میدانم این استیک مجازی و غیر واقعی است ولی خیلی خوردن آن لذت دارد" لذا برای لذت کاذب که دشمن به او میدهد به افراد و حتی انسانیت خود خیانت می کند. و پناه به دشمن می برد. متاسفانه خستگی مبارزه بر علیه طاغوت بعضی از مبارزان را خسته و تمایل دارند برای راحتی و دوری از سختی مبارزه به اخبار و اطلاعات غرب پناه ببرند.[21]
 
 
3-3- سازمان هرمی
ساختار غرب برای "مهندسی فکر" جهان سوم سازمانهای مختلفی را ایجاد کرد که یکی از آنها که از همه گسترده تر می باشد، سازمانهای هرمی اقتصادی است. اینگونه سازمانها از یک بعد محسوس و دیگری نامحسوس می باشد. دنیای محسوس آن سود اقتصادی رویائی که به اعضاء متناسب با فعالیت هایشان تعلق می گیرد (عضو گیری) و بعد نامحسوس آن که اهداف والای اخلاقی است که در سعی و کوشش و شادابی در زندگی ، تبلیغ می شود. برای این اهداف لوح های فشرده به زبان فارسی فوق العاده گسترده در اختیار افراد قرار میگیرد و بخشهای انسانی بسیار لطیفی دارد. مانند کتاب "چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد؟"[22] همه حرفهای اینگونه کتاب شیرین و منطقی جلوه می کند و از سوی دیگر سازمان اینگونه تشکیلات هرمی به صورت ارتباط چهره به چهره بسیار محدود و مرمت پذیر است. همینکه عده ای از حلقه تشکیلات خارج شوند، تشکیلات هرمی بگونه ای دیگر پر می شود. اینگونه سازمان که نماد آن در ایران "گلدکوئیست" میباشد براحتی ابعاد گسترده ای از جوانان تحصیلکرده را به آرمان پولدار شدن در دام انداخت ولی تنها بحث اقتصادی نیست بلکه اینگونه تشکیلات در حوزه های فساد اخلاقی(جنسی) و حتی حوزه های ضد دینی و سیاسی و فرهنگی رواج دارد. همه این تشکیلات دارای ساختاری هرمی هستند ولی با اهداف مختلف.[23]
3-4- نتیجه گیری ( این بخش)
دنیای غرب پدیده موثر "عالم غیب" را درک کرد و برای کنترل خروجی و ورودی این پدیده که به روش مدرنیته محتوی آن برای غرب قابل درک نیست[24] اقداماتی را انجام میدهد. پدیده عالم غیب بعد از شکست آمریکا در طبس بیشتر مورد توجه قرارگرفت و بوسیله امکانات اطلاع رسانی عصر جدید به توسط "مهندسی فکر" انسانها آنرا تحت کنترل خود در آورند.
و به تعبیر قرآن مجید - سباء- 19"شیطان گمان باطل خود را سخت بصدق و حقیقت درنظر مردم جلوه داد تاجز فرقه کمی از اهل ایمان اورا تصدیق کردند و پیرو او شدند."
 
4- براندازی نرم
 
هدف "مهندس فکر"، جهت دادن انسانها برای عملی است . لذا غرب برای استثمار جهان سوم[25] آنها را در جهت منافع خود سوق می دهد. برای این منظور آرمانهای کاذب برای جهان سوم ایجاد میکند بنام "نظم دمکراتیک نوین" که آنرا بدون هیچ پرده پوشی در سازمانهای عملیاتی به اجراء در می آورند که آقای جین شارپ Gene Sharp یکی از این مدیران اجرائی است. نامبرده که متخصص مبارزه مسالمت آمیز برعلیه کشورهای مستقل از قدرت آمریکا است. وی در سایت اینترنتی خود هدایت عملی و نظری گروه های طرفدار آمریکادر کشورهای هدف را جهت براندازی" مهندسی فکر "میکند.[26]
غرب با آنکه آرمان " دمکراسی" را برای کشورها مستقل برافراشته ولی نهضت هایی همچون حماس در فلسطین را که با تمام شرایط بازی آنها رأی ملت فلسطین را بدست آوردند، نمی پذیرد لذا باید دانست دمکراسی برای آنها قابل قبول است که راستای اهداف استعماری آنها باشد و گرنه کشورهایی همچون مصر و عربستان و اردن و ..... برای آنها مشکل دیکتاتوری ندارند. کتاب مذکور کشورهائی که بوسیله این روش سقوط کرده اند نام می برد مانند : استونی، لیتوانی، لهستان، آلمان شرقی، چکسلواکی، بلغارستان و .... که اکثراً کشورهای تازه تاسیس بعد از سقوط کمونیستها هستند(ص10شارپ). محور این کتاب برمبنای تاکتیک مبارزات واقع بینانه غیر خشونت آمیز که مصداق آنراسقوط شاه ایران در سال 1979 میلادی میدادند(28 شارپ). روش این کتاب تاکتیکی است که مورد استفاده نیروهای انقلابی نیز قرار میگیرد از جمله روش حزب الله لبنان برعلیه نیروهای دولتی حاکم طرفدار آمریکا.(مانند تحصن، نماد رنگ، تظاهرات خیابانی و .....) لذا این روش مانند شمشیر با دو لبه تیز است که می توان بر علیه آمریکا و حکومتهای وابسته آن توسط توده مردم بکار گرفته شود. لذا غرب و طرفداران منافق صفت آنها در کشورها مستقل از جمله کشورهای اسلامی از همین روشها بر علیه خود وحشت دارند که می توان از همین ابزار برعلیه غرب و مزدورانش استفاده کرد.[27]
4-1- نفی کودتا (درحرکت های مخملی)
در براندازی نرم برای جایگزینی دمکراسی توصیه شده است از داخل دایره قدرت افرادی برای رهبری نظام دمکراتیک انتخاب و پشتیبانی شوند نه آنکه بصورت کودتا باشد و یا حتی از داخل گروههای قصر نشنن[28] ( مانند انقلاب سفید شاه ایران) باشد، زیرا هدف اصلی " ایجاد تغییر" در " توزیع قدرت " در جامعه است نه ایجاد یک دولت قدرتمند و متمرکز (70 شارپ). غرب بمنظور وحدت دادن رسانه ای به افکار عمومی، بیشترین تشویق را در " تفرقه مدرن" یعنی فدرالی کردن کشورهای هدف دارد زیرا براحتی می تواند در هر فدرال نفوذ کرده و آنرا تحت اختیار داشته باشد. ( مانند کردستان عراق) و از سوی دیگر می تواند از داخل دایره قدرت افرادی را رشد دهد تا خود آگاه و یا ناخود آگاه در جهت اهداف غرب قرار گیرند و زمانی که تاریخ مصرفشان تمام شد از فرد دیگری استفاده شود تا تمام کشور در اختیار غرب قرار گیرد.( مانند یلتسین- شواردنادزه و....) البته غرب در بعضی موارد ناموفق بود مانند به روی کارآمدن پوتین و گروه او که رهبری روسیه را مجدداً بدست گرفت.
اصولا غرب به روش مدرن، جاسوس و نیروی وابسته جذب می کند. دیگر بصورت گذشته جاسوسان با پول جذب نمی شوند. بلکه برای نخبگان در رشته های مختلف امکانات تبلیغ شخصی در رسانه ها ایجاد می گردد.برای فیلمها – کتابها- هنرپیشه ها- چاپ مقالات علمی و حتی افراد فرهنگی و سیاسی بصورت جایزه صلح نوبل - جوایز هنری نقاشی – معماری..... و امثالهم ، افراد وابسته یا همبسته به غرب جذب می گردند. اینگونه افراد فکر می کنند خیلی مهم هستند، نمی دانند تبلیغات پشت پرده آنها را بزرگ کرده است از همین رو گستاخانه نظر می دهند[29] و تازمانیکه نظریات آنها در مسیر غرب هستند بیشتر تشویق می شوند مانند آب شور که هرچه می خورند بیشتر تشنه می شوند و اگر توبه کنند از گردونه حمایت غرب خارج می شوند.اکثر این افراد سرکردگان نهضت مخملی را تشکیل می دهند اما خصوصیات این افراد باید در درون"دایره قدرت وضع موجود جامعه خود باشند نه در خارج" (70 شارپ).
 
4-2- خشونت کنترل شده
در آموزش براندازی نرم به مخاطبان اعلام می شود " مبارزه با دیکتاتوری ( منظور غرب) تلاشی ساده و بی هزینه نیست" ولی باید این تلاش حرکت چریکی و کودتائی و خشونت آمیز نباشد( زیرا توان دیکتاتو ر در ابزار سرکوب است) در این روش بیشترین مشکلات خشونت را در قدرت دستگیری رهبران نهضت مخملی و یا نابودی آنها در برخورد نظامی میداند و از اتفاق میدان تیانانمن[30] در پکن (7 شارپ) بعنوان تجربه تلخ یاد میکند. در این کتاب توصیه شده است که " مقاومت به جای مذاکره حیاتی است" (27 شارپ) و در نهایت اعلام کرد در براندازی نرم " خشونت محدود غیرقابل اجتناب است ولی باید عملیات خشونت آمیز با افرادی که غیر خشونت آمیز مبارزه می کنند جداگردند که آسیب به نهضت مخملی نرسد" (49 شارپ). در بخش دیگر از کتاب، اینگونه "مهندسی فکر" شده است که افراد به صورت خود انگیختگی و بدون برنامه ای که داده شده است اقدام نکنند و تکیه به شانس نداشته باشند که نتایج مصیبت باردارد (59 شارپ). و در جائی دیگر افراد مخملی را "مهندسی فکر" کرده و میگوید؛ استراتژی بزرگ، متمرکز کردن به روی هدف است که شکست دشمن با فشار به ضعفهای دشمن است. این برنامه مانند نقشه طراحی شده مهندس معمار، قبل از اجراء است(65 شارپ) در این برنامه استراتژی اصل دیگری"مهندسی فکر" می شود که چگونگی در مبارزه پافشاری کنند و در عین حال انضباط غیر خشونت آمیز را ادامه دهند(73 شارپ) تمام عملیات مانند فرمانده نظامی باید ساختار با تاکتیک ، فن لشکرکشی (کشاندن مردم به خیابان) ، تدارکات جنگ افزار، تاثیرات جغرافیا را باید درمبارزه سیاسی دانست.( 73 شارپ)
 
4-3- فضای "مهندسی فکر" مردم برای براندازی نرم
دکترین های جین شارپ برای کشورهای هدف جهت براندازی، فضاهائی است که می توان توده مردم را سازماندهی فکری کرد نام می برد. ایجاد سازمان های مذهبی- انجمن فرهنگی ، باشگاه ورزشی، موسسات اقتصادی ، احزاب سیاسی- سازمان های حقوق بشر، گروهها و کلاسهای موسیقی – انجمن های ادبی – جلسات مشاوره خانوادگی- NGO های مختلف اجتماعی که در پس استفاده از نیازهای اجتماعی مسائل براندازی مطرح می شود (36 شارپ).
در گروهای سازمانی فوق الذکر حدود 200 روش شناخته شده که اکثرا نمادین هستند "مهندسی فکر" می شوند که اقدام نمایند مانند: رژه- راهپیمایی- شب زنده داری – اطلاعیه – شب نامه- که کاربرد آن برعلیه دولت های (دیکتاتور به زعم آمریکا) به روش اعتراض، عدم همکاری و تهاجم است(37 شارپ). و برای هماهنگی این جماعت از طریق فرستنده های رادیویی-ماهواره ای و امروزه اینترنت و ...... که بصورت خاص باید پنهان کاری شود(52 شارپ) در پهنه روش مبارزه غیرخشونت آمیز که بعضا به خشونت منجر گردد." مظلوم نمایی مبارزان(نرم) و ایجاد خشونت از طرف دیکتاتور که باعث افسردگی سربازان میگردد." لازمه کار است و این مظلومیت نمائی باعث طرفداری احساس مردم بی طرف می گردد و " تغییر کیش" و جذب طرفداران بیشتر میشود(54 همان) کاربرد مبارزه نرم باید از حمایت مبارزات کوچک و پیوند آنها بعمل آید که بصورت نمادین ضد هنجارهای اجتماعی را به نمایش درآورند.( مانند تظاهر به روزه خواری ،بد حجابی، آرایش، بدلباسی و ......)و یا اعتصاب غذا ، شب زنده داری با تظاهرات (الله اکبر گفتن و قران سرنیزه معاویه)، تعطیلی کلاس دانشجویی اغتشاش در آیین نامه های ایمنی( تاخیر راه آهن – خطوط هوائی و .....) و به اشتباه انداختن پلیس در اهداف ( درگیری با افراد بی تفاوت و جهت دادن بسمت براندازی نرم) و ....... (83 شارپ)
نتایج روانی در براندازی نرم افزایش عزت و اعتماد میان بی قدرتان سابق است.( جوانان، ورشکستگان سیاسی، معزولین از پست و مقام و یا امکانات مادی) (106 شارپ) خلاصه بعضی از روشهای براندازی بشرح زیر است:
نمایش رنگ های خاص پرچم – نماز و دعا ( حضور در نماز جمعه) – در آوردن لباس ( هنجار پوشش جامعه مانند بد حجابی – آرایش – گیس برای مردان و ..) – تخریب اموال شخصی – حرکات گستاخانه – صدای نمادین ( الله اکبر گفتن در بامها) – انتشارات طعنه آمیز و مسخره کردن مسئولان – فیلم و میان پرده های مسخره آمیز – موسیقی- آواز خوانی- شعار- کاریکاتور- ایجاد فشار به مسولان حکومتی- ایجاد ارتباط وسیع با مخاطبان(اینترنت – پیامک – ماهواره)- سوگواری و تسلیت گفتن سیاسی- تشیع جنازه نمادین- کناره گیری از سیستم- خانه نشینی نمادین رهبران – مهاجرت اعتراض آمیز(فرار مغزها) – تلاش برای زندانی شدن – سلطه دوگانه و دولت موازی- کارشکنی در ادارات و .......(198 شارپ). طبق نظریه براندازی نرم در دوران انقلاب نرم نباید با دیکتاتوری (به زعم آمریکا) مذاکره کرد مگر آنکه دیکتاتوری از صحنه قدرت برود و گرنه بحث در موارد دیگر برای براندازی نرم خطرناک است(23 شارپ) ( مذاکره برا ی پی گیری ادعای تقلب در رای گیری ریاست جمهوری 22/3/88 ایران).
 
5- نتیجه گیری
"مهندسی فکر" جهت براندازی نرم ( در ایران) در حوزه اقتصادی، انسانی، اخلاقی، سیاسی،تشکیلاتی می باشد که گروههای مختلف را در راستای براندازی و شکست دیکتاتور سوق می دهد. این عمل با فشار به ضعفهای دشمن با برنامه ریزی و بموازی برنامه ریزی برای مقاومت و درگیریهای ابتدایی الزامیست(65 همان). روش براندازی نرم باهزینه هنگفت بموازی براندازی خشن مانند سقوط یوگسلاوی، عراق و افغانستان در اختیار آمریکا قرارداشت.ولی رویکرد آقای بوش برعلیه ایران ما را به قدرت جنگ نامتقارن[31] رساند در حدی که بوش و حامیان او عملاً نتوانستند کاری از پیش ببرند ولی آقای اوباما توانست پروژه نرم خود را با ضعف روش انتخاباتی در ایران به اجراء در آورد و افرادی که سالیان دراز در سرمای سیاسی خود نتوانستند استعدادهای خود را بروز دهند بوسیله عده ای دیگر از داخل دایره قدرت پا به عرصه رهبری براندازی نرم گذاردند و سازمانهای از پیش تعیین شده با "مهندسی فکری" مناسب در حوزه های مذهبی و ضد مذهبی و لایئک برای اولین با در ایران پیوند خوردند. مدیریت غرب، با ابزار نوین و تغییر ارزشها که بصورت بطئی و از تئوری " آب گوشت جوجه"[32] استفاده کرد و از تغییر بطئی هنجار مردم و انقلابیون سابق استفاده کرد. متاسفانه زیاده خواهان قدرت[33]، تجربه براندازی نرم کشورهای دیگر را فراموش کردند که وقتی تاریخ مصرف آنها تمام شود نوبت مزدور دیگری است که خوش خدمتی بیشتری کند. خائنین همچون مارهای سیاسی که در فضای سرد در لاک خود بودند و توسط غرب گرما داده و آنها را به خیابانها آوردند و مردم نیز برای دیدن مار خو ش خط و خال دور آن جمع شدند و بازی افراد درون دایره قدرت مار را به بازی گرفتند که ناگهان مار در گرمای غرب به حرکت براندازی در آمد که نه تنها بازیگران خود را نیش زد بلکه مردم بدبخت تماشاگر به آفت سختی گرفتار شدند که کدورت ، نفرت، جدائی، افسردگی و حتی کشتار از این جمله است که می توان برای رهبران براندازی نرم در ایران این شعر مولوی را ارائه داد که مارگیری ماری را برای تماشا میان مردم آوردند؛
 
 
قسمتی از حکایت مارگیر که اژدهای فسرده را مرده پنداشت و در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد.
(این مار نماد نفس اماره است که وقتی گرم شود، بعد از جذبه های اولیه و تماشا و تحسین مردم بعد طغیان می کند و هم صاحب نفس و هم کسانیکه او را تحسین کردند مورد آسیب قرار می دهد.)
مارگیری رفت سوی کوهسار تا بگیرد او به افسونهاش مار
او همی جستی یک ماری شگرف گرد کوهستان و در ایام برف
مارگیر اندر زمستان شدید مار می جست اژدهایی مرده دید
مارگیرآن اژدها را برگرفت سوی بغداد آمد از بهر شگفت
کاژدهایی مرده ای آورده ام درشکارش من جگرها خورده ام
او همی مرده گمان بردش ولیک زنده بود او ندیدش نیک نیک
او زسرما ها و برف افسرده بود زنده بود و شکل مرده می نمود
تا به بغداد آمد آن هنگامه جو تا نهند هنگامه ای بر چهارسو
بر لب شط مرد هنگامه نهاد غلغله در شهر بغداد اوفتاد
جمع آمد صد هزاران ژاژخا حلقه کرده پشت پا بر پشت پا
در در نگ انتظار و اتفاق تافت بر آن مار خورشید عراق
مرده بود و زنده گشت او از شگفت اژدها بر خویش جنبیدن گرفت
بندها بگسست و بیرون شد ززیر اژدهایی زشت غران همچو شیر
در هزیمت بس خلایق کشته شد از فتاده کشتگان صد پشته شد
مارگیر از ترس برجا خشک گشت که چه آوردم من از کهساره دشت
گرگ را بیدار کرد آن کور میش رفت نادان سوی عزرائیل خویش
در انتخابات ریاست جمهوری 22/3/88 در ایران، اژدهای قدرت که در بعضیها خفته بود بعد از چند دهه در آفتاب (مهندسی فکر براندازی نرم) آقای اوباما بحرکت درآمد و خیانتکارانی که مار را به میدان آوردند و صدها هزارنفر که او را تحسین و تماشا کردند با به حرکت درآمدن نفس قدرت طلب، نه به خود بلکه به یک ملت چنان آسیبی رساند که به این زودیها قابل جبران نیست.و به نقل از قرآن مجید – النساء- 107 " مردم خیانتکار در کار خیانت از خلق شرم می کنند و از خدا نمی کنند."
والسلام 22/6/88
 
منابع و مأخذ:
- اسپنسر، جانسون – 1383- " چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد؟" – مترجم، بهبهانی – ناشر اختران- تهران.
- اصغریان جدی، احمد- 1386- " الزامات معمارانه در دفاع غیر عامل پایدار" – دانشگاه شهید بهشتی – تهران
- خوانساری، محمد- 1376- " کتاب منطق" – ناشر – آموزش و پرورش – تهران
- دانشکده: معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی – 1366 –" اصول بصری استتار در در دید هوائی" – دفتر فنی دانشکده معماری تهران
- دانشکده: معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی- 1366- " مقالات تحقیقی (مصاحبه با خلبانان)"- دفتر فنی دانشکده معماری تهران
- رفیع پور، فرامز- 1378 – " وسائل ارتباط جمعی" – ناشر کتاب فرا- تهران
- شارپ، جین- 1385- " از دیکتارتوری به دمکراسی" – ناشر- یاران – تهران
- شریف، عبدالله – 1378- " عصر ابر بحران و قدرت فرد" – مترجم بیژن محمد – ناشر آهوان
- فتحی، اصغر- 1358-" منبر یک رسانه عمومی در اسلام" – ترجمه قاسم هاشمی نژاد- چاپخانه رشدیه – تهران – پژوهشکده علوم ارتباطی و توسعه ایران
- قرآن مجید- ترجمه الهی قمشه ای
- مجله سراب – مرداد1388- نشریه جام جم
- مکنزی، کنت- 1382- " جنگ نامتقارن" – مترجم، حیدری ، تمنائی، ناشر دانشکده فرماندهی سپاه – تهران
- موحدی نیا، جعفر-1383 – " دفاع غیرعامل" – معاونت آموزشی ستاد مشترک سپاه- عترت چاپ - تهران
 
 
 


[1]- خوانساری ، محمد 1376 – کتاب منطق- آموزش و پرورش
[2]- قرآن -النساء – 103( و نباید از تعقیب کردن) در کاردشمنان سستی و کاهلی کنید که اگر شما از آنان رنج و زحمت می یافتند آنها نیز از دست شما رنج می کشند بااین فرق که شما بلطف خدا امیدوارید و آنها (چون بی ایمانند بخدا) امیدی ندارند.
[3]- فتحی، اصغر- 1358 –" منبر، یک رسانه عمومی در اسلام" ترجمه قاسم هاشمی نژاد – پژوهشکده علوم ارتباطی و توسعه ایران چاپخانه رشدیه
[4]- Medium of public communication
[5]- Mass communication
-[6] اصغریان جدی ، احمد 1386- (الزامات معمارانه در دفاع غیر عامل)-
-[7]دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، 1366- مقالات تحقیقی ( مصاحبه با خلبانان)- دفتر فنی دانشکده معماری – تهران
[8]- دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، 1366- اصول بصری استتار در دید هوایی- دفتر فنی دانشکده معماری – تهران
[9]-ج- موحدی نیا،جعفر 1383- دفاع غیرعامل – معاونت آموزش ستاد مشترک سپاه – تهران ص 208
sybernetics -[10] سایبرنتیکزعلم مطالعه چگونگی جاری شدن و توقف اطلاعات در سیستمهای مغز است که توسط (نوربرت واینر) مصطلح شده و به تحلیلی عممومی سیستمهای کنترل کننده و ارتباطی در جانداران( مغز) و ماشین(رایانه) گفته می شود.علیزاده، عباس ص 39 ولغت نامه آریان پور
Counter Surveillance -2
[12]- (National Technical Information Services) USA
[13]- قرآن – النساء- 71- " و همانا گروهی از شما ( منافق صفت) به خبرهای مجهول و هول انگیز شما را ترسان ساخته و از جهاد باز می دارند"
[14]- قرآن – حجرات -5- " مومنان (عالم) هرگاه فاسقی خبری برای شما آورد ( تصدیق نکنید)، تحقیق کنید مبادا سخن چنین فاسقی از نادانی به قومی رنجی رسانید و سخت پشیمان گردید"
[15]- polomologie
[16]- نظریه آقای مانوئل کاستلز، متولد 1942 در اسپانیا که استاد جامعه شناسی و برنامه ریزی در دانشگاه برکلی در آمریکا است.
Information Technology -[17]
[18]- data
[19]- virtual world
[20]- نظریه پروفسور هربرت مارشال مک لوهان که بعدها منجر به ادبیات" جهانی شدن" ( To Globalize) شد.
[21]- قرآن – محمد (ص)- 34- " پس شما اهل ایمان در کار دین سستی روا مدارید و ( از ترس جنگ کافران را) دعوت به صلح مکنید( بلکه دعوت به دین کنید).....
[22]- اسپنسر جانسون – 1383- " چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد؟" – مترجم بهبهانی – ناشر اختران - تهران
[23] - مجله سراب – مرداد 1388 – نشریه جام جم
[24]- اصطلاح بلاک باکس Black box و یا پدیده هرج و مرج، کایاس Kaiass به داخل پدپده هایی گفته می شود که قابل درک برای غربیها نیست از جمله انقلاب اسلامی ایران
[25]- جهان سوم اصطلاح سیاسی زمان کمونیستها است که برای کشورها مستضعف جنوب در مقابل کشورهای استعمارگر شمال بکار میرود.
[26] - شارپ ، جین – 1385 – " از دیکتاتوری تا سقوط" – ناشر یاران
[27] - قرآن – حشر – 12- " این مردم منافق بسیار در دلشان از شما بیشتر ترس دارند تا از خدا، زیرا آنها مردمی هستند که هیچ فهم و شعوری ندارند( تا خدا شناس و خدا ترس باشند)"
[28]- Palace Revolution
[29]- قرآن – بقره – 12- " و چون به آنها ( منافقین) گویند ایمان آورید چنانکه دیگران ایمان آوردند، پاسخ دهند که چگونه ما ( نخبگان) ایمان بیاوریم بمانند بیخردان ( روستائیان – مردم فقیر)، آگاه باشید که ایشان خود سخت بیخردند ولی نمیدانند."
[30] - بعد از فروپاشی کمونیست در شوروی عده کثیری از نخبگان و توده مردم چین حرکت آرامی را برای براندازی نرم در چین براه انداختند و همگی در میدان بزرگ پکن جمع شدند که ناگهان با حمله تانکها روبرو شدند و بعد از تلفات سنگین سرکردگان حرکت که اکثر جاسوس و وابسته به آمریکا بودند دستگیر و اعدام شدند.
[31]- مکنزی، کنت – 1382- "جنگ نامتقارن " – مترجم حیدری، تمنایی، ناشر دانشکده و فرمانداری سپاه – تهران – صفحه 22- جنگ نفتکشها
[32] - شریف عبدا... 1378 – عصر اَبَر بحران و قدرت فرد- مترجم بیژن محمد ، ناشر آهوان- در ص 17 آزمایشی را مطرح می کند که دو جوجه همسان را در دو ظرف آب می اندازند، یکی از ظرفها آب جوشان بود که جوجه به محض افتادن در آن از ظرف فرار کرد ولی جوجه بعدی در آب ولرم بود که به مرور گرم شد و جوجه متوجه خطر نشد تا آنکه آب جوشید و قادر به فرار نشد و آبگوشت شد!!
[33]- قرآن – سباء – 33- " ثروتمندان عیاش برعلیه حق هستند."

نگاهی‌ اجمالی‌ به‌ مهندسی‌ تفکر

 نگاهی‌ اجمالی‌ به‌ مهندسی‌ تفکر
 
   ● نویسنده: علی - کیوانی نژاد

منبع: روزنامه - اعتماد - تاریخ شمسی نشر 27/03/1382


 
 

من‌ شاگردانم‌ را بدون‌ داشتن‌ حتی‌ یک‌ دلار در شهرهای‌ دیگر رها کردم‌. حتی‌ کارت‌ اعتباری‌ این‌ افراد را نیز گرفتم‌ تا تکیه‌گاهی‌ برای‌ پرداختهای‌ خود نداشته‌ باشند. 6 ماه‌ بعد از آن‌ جمع‌ 20 نفری‌، 15 نفر موفق‌ شده‌ بودند خانه‌یی‌ تهیه‌ کرده‌ و ازدواج‌ کنند. ضمن‌ آنکه‌ حقوق‌ دریافتی‌ آنها بسیار بالا بود. سه‌ نفر کار و همسر مناسب‌ داشتند، اما خانه‌ نه‌ و تنها 2 نفر بدون‌ کسب‌ موفقیت‌ نزد من‌ آمدند. من‌ به‌ شاگردانم‌ یاد دادم‌ سرنوشت‌ هرکسی‌ دست‌ خودش‌ است‌ و همیشه‌ این‌ ضرب‌المثل‌ چینی‌ را برای‌ آنها می‌گویم‌: «هرکسی‌ معمار سرنوشت‌ خویش‌ است‌!»


آنتونی‌ رابینز که‌ یکی‌ از پیشگامان‌ شیوه‌های‌ درست‌ فکری‌ و ارتباطی‌ در امریکا و حتی‌ جهان‌ است‌ در جدیدترین‌ کتاب‌ خود با نام‌ «موفقیت‌ نامحدود» از کلمه‌ جدیدی‌ به‌ نام‌ «مهندسی‌ تفکر» نام‌ می‌بردأ البته‌ «مهندسی‌ تفکر» از کشفیات‌ رابینز نیست‌ اما یکی‌ از کسانی‌ است‌ که‌ ایده‌هایش‌ در این‌ زمینه‌ برای‌ بسیاری‌ از کارشناسان‌ قابل‌ استناد است‌. مثالی‌ که‌ در اول‌ گزارش‌ آمد، مثالی‌ است‌ واقعی‌ از کاری‌ که‌ رابینز با شاگردانش‌ می‌کند و عجب‌ آنکه‌ 85 درصد این‌ افراد تنها با طراحی‌ فکر خود به‌ جایی‌ رسیدند که‌ شاید آرزوی‌ افراد بسیاری‌ باشد. او دلیل‌ این‌ موفقیت‌ را در کتاب‌ جدیدش‌ اینگونه‌ بیان‌ می‌کند: در کتابی‌ که‌ سال‌ 1987 چاپ‌ شد (منظور کتاب‌ به‌ سوی‌ کامیابی‌ است‌ که‌ یکی‌ از پرفروشترین‌ کتابهای‌ سال‌ امریکا شد) من‌ ایده‌های‌ زیادی‌ برای‌ موفقیت‌ داشتم‌أ اما نمی‌دانستم‌ عامل‌ به‌ حرکت‌ درآوردن‌ این‌ چرخه‌ موفقیت‌آمیز چیست‌! سالها مطالعه‌ کردم‌ و در تحقیقاتم‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدم‌ که‌ فکر انسان‌ مانند هرچیز خام‌ دیگری‌ می‌تواند شکل‌ بگیرد. پس‌ می‌توان‌ منافذی‌ برای‌ این‌ ماده‌ خام‌ تعبیه‌ کرد که‌ تنها عوامل‌ خاصی‌ را به‌ داخل‌ راه‌ دهند. هرچه‌ کیفیت‌ این‌ عوامل‌ بالاتر باشد ذهن‌ شما پویاتر خواهد شد و این‌ همان‌ مهندسی‌ تفکر است‌. چیزی‌ که‌ می‌تواند در سالهای‌ آینده‌ کلید موفقیت‌ در دنیا باشد.


مهندسی‌ تفکر در آغاز راه‌ واژه‌ مهندسی‌ تفکر که‌ چند صباحی‌ است‌ در کتاب‌ها و پایگاه‌های‌ اینترنتی‌ روانشناسی‌ و مدیریتی‌ به‌ آن‌ اشاره‌ می‌شود نزدیک‌ به‌ چند سال‌ است‌ که‌ در کشورهای‌ اصطلاحا جهان‌ اول‌ به‌ کار می‌رود. شاید شکل‌ این‌ کلمه‌ متفاوت‌ باشد اما ماهیت‌ کلی‌ آن‌ یکی‌ است‌. به‌ عبارت‌ دیگر در کشوری‌ که‌ افرادش‌ ملزم‌ به‌ فکر کردن‌ باشند، این‌ ریشه‌ در یک‌ زمینه‌ مساعد شکل‌ می‌گیرد. «اوا بریندا آدامز» از معدود استادان‌ دانشگاهی‌ در امریکاست‌ که‌ متد تدریس‌اش‌ برای‌ بسیاری‌ الگو قرار می‌گیرد. این‌ استاد جامعه‌شناس‌ در مقاله‌ خود با عنوان‌ «شکل‌دهی‌ مغز با دست‌» که‌ در روزنامه‌ سان‌دی‌ تایمز به‌ چاپ‌ رسیده‌، می‌نویسد:«وقتی‌ شاگردانم‌ تنها سوالی‌ را از روی‌ نفهمیدن‌ می‌پرسند جواب‌ قانع‌کننده‌یی‌ به‌ آنها نمی‌دهم‌! تنها گوشه‌یی‌ از جواب‌ اصلی‌ را به‌ آنها می‌گویم‌ تا وادار شوند به‌ دنبال‌ آن‌ بروند. در پایان‌ اگر صلاح‌ دیدم‌، جواب‌ کامل‌ را به‌ آنها می‌دهم‌ ولی‌ تاکید می‌کنم‌ که‌ بنیان‌ کارهای‌ من‌ شکل‌دهی‌ فضای‌ مغز است‌. دقیقاص مثل‌ شکل‌دهی‌ یک‌ خمیر. با این‌ تفاوت‌ که‌ شما خمیر را فقط‌ برای‌ زیبایی‌ یا به‌ کار بردن‌ در یک‌ کار استفاده‌ می‌کنید ولی‌ مغز شما می‌تواند بزرگترین‌ پشتوانه‌ زندگی‌ شما باشد.» «اوا بریندا» در ادامه‌ مقاله‌اش‌ به‌ جمله‌یی‌ از فیلسوف‌ بزرگ‌ آلمانی‌ «نیچه‌» اشاره‌ می‌کند و می‌گوید: «هرکسی‌ که‌ در ذهنش‌ یک‌ علامت‌ سوال‌ بزرگ‌ داشته‌ باشد می‌تواند تمام‌ قفلهای‌ زندگی‌ را باز کند.» علامت‌ سوالی‌ که‌ نیچه‌ گفته‌ و بریندا در مقاله‌اش‌ استفاده‌ می‌کند همان‌ مهندسی‌ تفکر است‌. بنابراین‌ چیزی‌ که‌ بسیاری‌ از کارشناسان‌ و صاحبان‌ صنایع‌ به‌ آن‌ تکیه‌ می‌کنند قدرت‌ تفکر است‌. این‌ توان‌ تفکر یا تفکر بهینه‌ فاکتورهای‌ زیادی‌ را می‌طلبد که‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ به‌ بهترین‌ تصمیم‌ در کوتاه‌ترین‌ مدت‌، انتخاب‌ بهترین‌ راه‌ در بین‌ راههای‌ بهتر دیگر و... اشاره‌ کرد.


نمونه‌ بارز این‌ گونه‌ فرهنگسازی‌ را می‌توان‌ در مدارس‌ و دانشگاه‌های‌ ژاپن‌ یافت‌. ژاپن‌ کشوری‌ است‌ که‌ به‌ لحاظ‌ داشتن‌ منابع‌ طبیعی‌ تا ؤروتهای‌ ملی‌ در رده‌ نازلی‌ قرار دارد. این‌ کشور پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ دچار خسارات‌ فراوانی‌ شد اما ژاپنی‌ها با پشتکاری‌ مثال‌زدنی‌ کشورشان‌ را بازسازی‌ کردند.


. رسم‌ است‌ که‌ در مدارس‌ و دانشگاه‌های‌ این‌ کشور آسیایی‌، دانش‌آموزان‌ و دانشجویان‌ موظفند در کنار دروس‌ تئوری‌ خود در یک‌ زمینه‌ فنی‌ نیز مهارت‌های‌ لازم‌ را کسب‌ کنند. طبق‌ آمارهای‌ رسمی‌ سازمان‌ ملل‌ در زمینه‌ مهارتهای‌ فنی‌،ژاپن‌ با اختصاص‌ 83 درصد از کل‌ افراد تحصیلکرده‌، بالاترین‌ رقم‌ مهارتهای‌ فنی‌ را داراست‌. به‌ عبارت‌ دیگر این‌ افراد تنها به‌ یادگیری‌ تئوری‌های‌ رایج‌ در دروس‌ خود نمی‌پردازند بلکه‌ باید بتوانند چیزی‌ را به‌ عنوان‌ ساخته‌ دست‌ خود ارایه‌ دهند. این‌ کار به‌ آنجا می‌رسد که‌ به‌ عنوان‌ نمونه‌ شاهد آنیم‌ که‌ بسیاری‌ از ساعتهای‌ ساخته‌ شده‌ در اوقات‌ فراغت‌ دانش‌آموزان‌ ژاپنی‌ به‌ عنوان‌ کالاهای‌ درجه‌ یک‌ و دو در کشورهای‌ جهان‌ سوم‌ به‌ فروش‌ می‌رسد. اینکه‌ قیمت‌ این‌ ساعتها چقدر است‌ موردنظر نیست‌، مهم‌ نفس‌ کار است‌ که‌ پشت‌ هر ساعتی‌ که‌ می‌سازند تفکر نهفته‌ است‌. کشورهای‌ جهان‌ سوم‌ و معضلی‌ به‌ نام‌ عدم‌ تفکردکارت‌، ریاضیدان‌ بنام‌ می‌گفت‌: «من‌ فکر می‌کنم‌، پس‌ هستم‌.» این‌ افراد در چندین‌ سال‌ قبل‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌ بودند که‌ تنها افرادی‌ که‌ توانایی‌ سازماندهی‌ عوامل‌ مثبت‌ را در ذهن‌ خود دارند می‌توانند موفق‌ باشند. اما چنین‌ روندی‌ تقریباص در کشورهای‌ جهان‌ سوم‌ دیده‌ نمی‌شود. فصل‌ جداکننده‌ کشورهای‌ جهان‌ اول‌ و سوم‌ در همین‌ مورد است‌. کشورهای‌ تولیدکننده‌ با پشتوانه‌ عظیمی‌ به‌ نام‌ آینده‌نگری‌ حرکت‌ می‌کنند در حالی‌ که‌ کشورهای‌ مصرف‌کننده‌ چنین‌ مسایلی‌ را مورد توجه‌ قرار نمی‌دهند.


ایران‌ که‌ در بین‌ کشورهای‌ خاورمیانه‌ صاحب‌ جایگاه‌ خاصی‌ در صنایع‌ پایه‌ است‌ هنوز هم‌ در بخش‌هایی‌ خود را محتاج‌ تفکر غیرایرانی‌ می‌داند. به‌ عبارت‌ دیگر چون‌ در کشورمان‌ به‌ این‌ مساله‌ در ابعاد وسیع‌ توجه‌ نشده‌، بسیاری‌ از ما به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رسیم‌ که‌ برای‌ فکر کردن‌ ساخته‌ نشدیم‌. نمونه‌ بارز این‌ مساله‌ را می‌توان‌ در جشنواره‌ خوارزمی‌ دید. این‌ جشنواره‌ که‌ هر سال‌ برگزار می‌شود جایگاهی‌ است‌ برای‌ تلاش‌ آنهایی‌ که‌ می‌خواهند طراح‌ ذهن‌ خود باشند. هر سال‌ جوانان‌ پرشوری‌ با هزاران‌ امید و آرزو با آخرین‌ دستاوردهای‌ خود پای‌ در رقابتی‌ سخت‌ می‌گذارند . در پایان‌ نفرات‌ برگزیده‌ که‌ واقعاص دانش‌ آموزان‌ زبده‌یی‌ هستند تنها یک‌ جایزه‌ ناچیز دریافت‌ می‌کنند و بدون‌ کوچک‌ترین‌ حمایتی‌ از سازمان‌ یا ارگانی‌ خاص‌ رها می‌شوند. این‌ هرز رفتن‌ پایه‌های‌ اصلی‌ تفکر،همان‌ چیزی‌ است‌ که‌ باعث‌ جداشدن‌ کشورهای‌ جهان‌ اول‌ و سوم‌ می‌شوند. در بلژیک‌ اگر دانش‌آموزی‌ بتواند با وسایل‌ خود یک‌ فناوری‌ جدید را به‌ بازار عرضه‌ کند تا آخرین‌ لحظه‌ تحصیلش‌ در هر مقطعی‌ که‌ باشد به‌ صورت‌ رایگان‌ تحصیل‌ می‌کند. ضمن‌ آنکه‌ توسط‌ دولت‌ در جایگاهی‌ خوب‌ به‌ کار گرفته‌ می‌شود. بلژیک‌ که‌ جزو کشورهای‌ درجه‌ دوم‌ اروپاست‌ دارای‌ چنین‌ ساختاری‌ است‌. حال‌ باید به‌ کشورهایی‌ نظیر فرانسه‌ و انگلستان‌ فکر کرد که‌ درچه‌ جایگاهی‌ به‌ لحاظ‌ حمایتهای‌ تفکری‌ قرار دارند. بدون‌ توجه‌ به‌ مسافرانی‌ که‌ سوار تاکسی‌اش‌ می‌شدند حرف‌ می‌زد. او که‌ بازنشسته‌ سازمان‌ تامین‌ اجتماعی‌ بود می‌گفت‌: «چهار سال‌ پیش‌ پسرم‌ در دانشگاه‌ ... یک‌ وسیله‌ سنجش‌ میزان‌آب‌ مزرعه‌ ابداع‌ کرد. این‌ دستگاه‌ می‌توانست‌ حساب‌ کند که‌ در یک‌ مزرعه‌ چه‌ میزان‌ آب‌ باید مصرف‌ شود. دستگاه‌ او را برای‌ ؤبت‌ بردیم‌. مسوولان‌ وقت‌ جواب‌ دادند از این‌ دستگاه‌ها زیاد ساخته‌ می‌شود. در ضمن‌ ایران‌ آنقدر باران‌ و آب‌ ندارد که‌ نیازی‌ برای‌ سنجش‌ آن‌ باشد. پسرم‌ سال‌ بعد از ایران‌ رفت‌ و در استرالیا به‌ تحصیلاتش‌ ادامه‌ داد. او در حال‌ حاضر یکی‌ از مهندسان‌ موفق‌ کشاورزی‌ است‌. امثال‌ این‌ جوان‌ درکشور زیادند. آنها که‌ خواسته‌ یا ناخواسته‌ فکر را به‌ بهترین‌ شکل‌ تزیین‌ می‌کنند خواهان‌ زیادی‌ دارند اما جایی‌ برای‌ بروز این‌ استعدادها ندارند