مغزتو بکار بینداز!

مغزتو بکار بینداز!

موفقیت،بزرگترین آرزوی بشر(3)

قسمت اول(آدم موفق چه کسی است؟) قسمت دوم(با چرائی، جنگ به سوی چگونگی)

نیروی عظیم و شگفت‌انگیز مغز خود را بکار گیرید

توانایی مغز انسان بسیار بیشتر از آنچه تصور می‌کنید هست و ما تنها بخش اندکی از این سرمایه ی‌ عظیم خدادادی را استفاده می‌کنیم. بخش مهمی از فرآیندهای پیچیده ی مغز انسان را می‌توان در قالب توانمندی و قدرت تفکر متعالی، تدبّر و اندیشه خلاق مشاهده نمود. ما برای تقویت و توسعه ی بنیان فرهنگی خود و جامعه، نیاز فراوانی به تفکر و اندیشه ی خلاق داریم. تردیدی نیست در جوامعی که مغزهای متفکر و اندیشمندان آن افرادی متعهد و پایبند به اصول انسانی هستند، رشد و ترقی بیشتری مشاهده شده و مشکلات یکی پس از دیگری رفع می‌شود و بالعکس، جوامعی که از این نیرو بهره کمتری می‌برند ضعف و گرفتاری و مشکلات آنها بیشتر است و وابستگی در آنها افزایش پیدا می‌کند.

مغز هریک از ما بطور استثنایی و بالقوه هم دارای استعدادهای نهفته ی علمی و هم استعدادهای بالقوه ی هنری است. اگر مشاهده می‌شود بیشتر افراد فقط از کارایی یک طرف مغز خود استفاده می‌کنند، به دلیل نارسایی و ناتوانی عضو طرف دیگر نیست بلکه به این علت است که طرف دیگر مغز بدون تمرین و استفاده باقی مانده و به اندازه ی کافی مجال و فرصت تکامل و پیشرفت همانند طرف دیگر به آن داده نشده است.

ضمیر ناخود آگاه خود را برنامه‌نویسی کنید!

بیشتر افراد تصور می‌کنند که قید و بندها و فشارهایی که در جریان کار و زندگی به انسان وارد می‌شود، تنها از نوع فیزیکی و ملموس است. همچنین فکر می‌کنند که گفتگوهای پراکنده، پندارها و تصورات گوناگونی که از طریق آنان به دیگران و یا از طریق دیگران به آنان القاء می‌شود تأثیر یا قدرتی در بر ندارند. ولی واقعیت این‌طور نیست.

اصولاً فعالیت‌های جاری ما به دو دلیل انجام می‌گیرد:

1- دلایل منطقی، معقول، و خردمندانه

2- دلایل غیرمنطقی، غیرمعقول و نابخردانه

حال برای اینکه بتوانیم ضمیر ناآگاه خود را که سرچشمه ی جنبه‌های غیرملموس رفتار در انسان‌ها می‌باشد، پرورش دهیم و از آن استفاده ی بهینه بنماییم، باید آن را ناآگاهانه برنامه‌نویسی کنیم. برای این عمل می‌توانیم، قدرت کلام را افزایش دهیم. انسان علاوه بر حواس پنج‌گانه که به کمک آنها تصاویر ذهنی را تشکیل می‌دهد مجهز به دستگاهی است که به کمک آن می‌تواند ارتباط کلامی برقرار نماید. قدرت تأثیر و اثر تلقینی «ارتباط کلامی» در شرایط ویژه‌ای بسیار افزایش می‌یابد و می‌تواند به خوبی در مغز جای گیرد.

 عواملی که در تحقق این فرایند نقش اساسی دارند عبارتند از:

الف) کلام دلنشین

کلام، اگر با فرکانس معین و طنین خاص ادا شود و بار القایی داشته و با محتوی باشد، می‌تواند در ذهن دیگران موثر واقع شود.

ب) اطمینان بخشی

اگر پیام یا کلام حاوی برهان و دلایل محکم و اطمینان بخشی باشد و به نحوی اطمینان خاطر به‌وجود آورد که هر گونه شک و شبهه‌ای را از بین ببرد، اثر تلقینی بیشتری خواهد داشت.

ج) تن آرامی

بین جسم و روح ارتباط دائمی و تنگاتنگ برقرار است.هنگامی که از لحاظ فکری تحت فشار قرار داریم، این فشار به صورت کنش‌های عصبی و انقباض‌های ماهیچه‌ای خود را نشان می‌دهد. برای اینکه روان ما، آسوده و راحت و آماده ی پذیرش باشد، تن ما نیز باید چنین باشد. آموزش‌های مختلف ورزشی جهت آرام کردن جسم را بیاموزید و تمرین کنید!

د) توجه و تمرکز

هرگاه پیامی حاوی چند عنصر باشد، قدرت جذب آگاهانه ی همه ی آنها در یک لحظه پایین می‌آید در حالیکه اگر توجه به یکی از عناصر پیام متمرکز گردد، عناصر دیگر بطور ناخودآگاه می‌توانند جذب و دریافت گردند. بنابراین تمرکز بر روی یک نقطه یا پیام، قدرت نفوذ آن را افزایش می‌دهد.

هـ) تمرین و تکرار

تکرار به تقویت فرآیند نفوذ کمک می‌کند. تا آنجا که پیام به مغز راه یابد و به نگرش یا بینش درونی منجر شود. تکرار هر کلام یا پیام، ممکن است سرانجام در ذهن بنشیند و واکنش‌های متناسب با خود را ایجاد نماید. به همین سبب خیلی باید مراقب کلمات و جملاتی که به هر عنوان در جریان کار و زندگی تکرار می‌شوند بود. زیرا ممکن است آنها بدون آنکه شخص متوجه شود پیام‌هایی را به درون مغز بکشانند و موجب رفتار یا عادت‌های نامناسبی در انسان شوند.

و) شور و هیجان

هر نوع حالت یا احساسی که توأم با شور و هیجان باشد در صورتی که با یک رفتار مناسب توام شود اثر تلقینی آن به شدّت افزایش می‌یابد و ممکن است منجر به بروز یک الگوی رفتاری جدید شود. از این روست که بعضی از وقایع و رویدادها، اثر ژرف و عمیقی در وجود انسان می‌گذارند به طوری‌که تا مدت‌ها اثر آن پایدار می‌ماند.

ز) همسانی و ذکر مثال

اگر پیام‌‌دهنده با پیام‌گیرنده هماهنگ و همسان باشد، اثر پیام نیرومندتر و نفوذ آن بیشتر خواهد شد.

ح) باور و اعتقاد

اگر پیام از روی ایمان و اعتقاد صادر شود و به اصطلاح از تمام وجود سرچشمه بگیرد، اثر نفوذ آن به شدت افزایش می‌یابد. آن‌گونه که گفته‌اند کلامی که از دل برآید بر دل نشیند.

ماکسول مالتز می‌گوید: «هرکس در عمق وجود خویشتن، تصویری ذهنی از خود دارد. تغییر و تبدیل شخصیت  افراد، با دگرگون ساختن این تصویر خویشتن امکان‌پذیر می‌گردد. هنگامی که تصویر خویشتن ما مناسب است و بافت اساسی آن را تجربه‌های موفقیت‌آمیز تشکیل می‌دهد، رفتار ما نیز با خواسته‌های ما هم‌خوانی خواهد داشت.»

در مقاله ی بعد به «چگونگی پروراندن وضعیت مطلوب در ذهن» و«راههای افزایش بهره وری» می پردازیم.

ادامه دارد...

 

منبع:کتاب تکنولوژی و مهندسی فکر

نویسنده:دکتر محمد علی حقیقی

دنیا، سرجنگ ندارد

دنیا، سرجنگ ندارد

موفقیت،بزرگترین آرزوی بشر(5)

دنیا سر جنگ ندارد
قسمت اول(آدم موفق چه کسی است؟)قسمت دوم(با چرائی، جنگ به سوی چگونگی)قسمت سوم(مغزتو بکار بینداز!)قسمت چهارم(نیمه ی پر لیوان)

 

اصول موفقیت

اصول موفقیت، یکسری مبانی و اصولی است که با بکار بردن آنها می‌توانیم به آنچه که می‌خواهیم برسیم. این اصول، اصول مطمئنی هستند، که اگر آنها را بکار ببریم، طعم شیرین موفقیت واقعی را می‌چشیم.

1- به اهداف بزرگ بیندیشید.

«طرح کوچک را کنار بگذارید و طرح‌های بزرگ را در نظر بگیرید و هدف خود را بالا ببرید»

                                                                                      دانیل بارن‌هایم

برای زندگی خود اهدافی بزرگ انتخاب کنید. هدف‌های کوچک و بی‌ارزش گر چه دست یافتنی‌اند، ولی راضی‌کننده نیستند. واضح است که هدف عالی و بزرگ به تلاش و کوشش بسیار نیاز دارد اما دستاورد این تلاش کم نخواهد بود.

بلند‌پروازی در انتخاب هدف، همراه با بررسی و مطالعه ی دقیق هرگز ضرری به دنبال نخواهد داشت.

اگر می‌خواهید در کارهایتان ممتاز و برجسته باشید، به طور خستگی ناپذیر تلاش کنید، کمتر بخوابید و بیکار نباشید، زیرا در صدر قرار گرفتن و ممتاز بودن، مستلزم همتی والاست. همه ی ما می‌توانیم جزء بهترین‌ها باشیم، به شرطی که بخواهیم. با تمام وجود بخواهید و این خواست درونی و قلبی را همواره تکرار کنید. آن وقت مشاهده خواهید کرد که کارها به خودی خود به موفقیت می‌رسند.

2- آیا هوش و استعداد در موفقیت تأثیر دارد؟

 

«با استعداد متوسط امّا پشتکاری بیش از اندازه به هر چه بخواهید، می‌رسید. پشتکار همیشه جایگزین استعداد شده است» 

                                                                    باکستون

اگر هوش و استعدادی سرشار داشته باشیم و آن را درست به کار گیریم، به یقین راه رسیدن به موفقیت و کامیابی بر ما هموار خواهد شد اما اگر در کارها جدیت به خرج ندهیم بی‌استعداد‌ترین افراد مصمم و با اراده نیز از ما پیشی خواهند گرفت.

فقدان استعداد با عواملی همچون: مقاومت، سختکوشی، نظم، دقت و صبر و شکیبایی قابل جبران است.

این حقیقت که توان بالقوه ی مغز چندین برابر عملکرد آن است و هیچ انسانی نتوانسته به تمامی از هوش خود بهره گیرد بارها به صور گوناگون مطرح شده است. علم امروز با استفاده از اطلاعات به دست آمده در زمینه ی عملکرد سیستم مغزی به این نتیجه رسیده که هر کسی قادر است به گونه‌ای مفید قوای فکری خویش را به کار اندازد.

بخاطر داشته باشیم، کار ذهن حفظ کردن نیست بلکه بدست آوردن ارتباط بین موضوعات گوناگون است.

 

3- آیا شانس و اقبال در موفقیت دخیل است؟

 

«طالع و اقبال با گنجینه‌های خود به استقبال کسانی می‌رود که با اعتماد به نفس و جرأت بسیار در جستجوی حق خویش‌اند» 

                                                                 هیلر ویلمن

شانس و اقبال به معنای استفاده ی به جا از فرصت‌های پیش آمده است. اگر چشم بینا و گوش شنوا نداشته باشیم و از هوش و ذکاوت و نیروی تصمیم‌گیری خود استفاده نکنیم، چگونه می‌توانیم شانس را در آغوش کشیم؟ باید همواره جویای شانس باشیم و با فراست و تیزبینی به فرصت‌هایی که زندگی در اختیارمان می‌گذارد، پرو بال دهیم. «شانس» به معنای توانایی درک موقعیت‌ها و انتخاب بهترین‌ها می‌باشد.

کسانی که معتقدند زندگی در مسیر مخالف خواسته‌ها و آرزوهایشان حرکت می‌کند، در اشتباهند. زندگی با کسی سرجنگ و نزاع ندارد. تصادف ناگوار گر چه در زمان رسیدن به هدف وقفه ایجاد می‌کند، امّا هرگز به نفس هدف خللی وارد نمی‌سازد. نیچه فیلسوف و اندیشمند بزرگ این مطلب را به زیبایی بیان کرده است:

«دنیا نه مخالف با انسان و نه موافق با او، بلکه بی‌طرف است».

 

4- خواستن، توانستن است.

 

«خواستن نه به معنای میل داشتن، آرزو کردن و امیدوار بودن، بلکه به معنای عمل کردن است»

                                                        (مثل‌انگلیسی)

برای موفقیت در زندگی، باید با همه ی وجود و به گونه‌ای خلاق در جستجوی آرزوی قلبی خویش باشیم و تمام قوای ذهنی خود را بر هدفمان متمرکز سازیم. باید برای غلبه بر مشکلات خود را آماده سازیم.

همیشه این را به خاطر داشته باشید که اگر بخواهید و عمل کنید، بدست خواهید آورد. در زندگی فعل توانستن و خواستن را چند بار صرف کنید

 

درمقاله ی بعد به 4اصل دیگربرای رسیدن به موفقیت اشاره می کنیم.

ادامه دارد...

 

منبع:کتاب تکنولوژی و مهندسی فکر

نویسنده:دکتر محمد علی حقیقی

غیر ممکن، محال است

غیر ممکن، محال است

موفقیت،بزرگترین آرزوی بشر(6)

موفقیت
مقاله ی قبل (دنیا، سرجنگ ندارد)

 

1-غیرممکن وجود ندارد.

 

«عظمت زندگی در علم نیست، بلکه در عمل است». 

                                                                          تامس هنر

چرا برخی از افراد در کارهایشان ناموفق‌اند. عدم موفقیت آنها به دو دلیل عمده است:

اولاً: در پاسخ به مسئولیت‌ها و فرصت‌های پیش آمده، از خود مقاومت و شکیبایی نشان نداده و در اجرای کارها سهل انگاری کرده‌اند.

ثانیاً: راه و روش انتخابی آنها نادرست بوده است. به عبارت دیگر به جای سنجیدن همه جانبه و دقیق کار و ایجاد امکانات لازم برای انجام آن بلافاصله وارد عمل شده‌اند.

باید بدانید که تصمیم‌گیری برای شروع کار به خودی خود گامی مثبت است، ولی اگر بدون مطالعه ی قبلی و مشورت اقدام کنیم، به نتیجه ی دلخواه نخواهیم رسید.

کار بی‌مطالعه شاید در آغاز به هر نحوی پیش رود اما زمانی فرا می‌رسد که ما با بن‌بست مواجه می‌شویم و از آنجا که پیشاپیش چاره‌ای نیندیشیده‌ایم، دلسرد و نومید می‌شویم و اصل هدف را محکوم می‌کنیم و در نهایت آن را به فراموشی می‌سپاریم.

«من به هر کاری دست زدم در آن موفق شدم، زیرا به دست آوردن موفقیت را اراده کرده بودم. من هرگز در کاری درنگ نکرده‌ام و این عمل باعث شد که همیشه پیروز شوم».  ناپلئون

2- کار بزرگ!

 

«اگر کار را به بخش‌های کوچک تقسیم کنید و جزء جزء انجامش دهید، به نظر بزرگ و دشوار نمی‌آید».

                                                هنری فورد

بهترین شیوه ی انجام کار بزرگ و ظاهراً غیرممکن، تقسیم آن به کارهای کوچک است. پرداختن به یکایک این کارهای کوچک و انجام آنها در نهایت ما را به انجام کار بزرگ قادر می‌سازد. یقین داشته باشید که پیمودن گام به گام مسیر هدف، سختی‌ها را بر شما هموار خواهد ساخت. به یاد داشته باشیم فتح‌ قله ی اورست، از گام‌های 30سانتی‌متری آغاز شد.

3- تمرکز تمام نیرو در یک نقطه.

 

«استقامت ما باعث موفقیت است». 

                                              کاظم‌زاده ایرانشهر

شما که مصمم شده‌اید هدفی را در مدتی محدود دنبال کنید، باید سختکوش باشید. همه ی نیرویتان را در یک نقطه متمرکز سازید، ولی سخت‌کوشی به معنای آن نیست که دیوانه‌وار به دنبال هدفی باشید بلکه باید سعی کنید با نظم و سازماندهی بر ارزش کار خویش بیفزایید.

4- ضمیر ناخود آگاه.

 

«این نیروی تحلیل است که برق این شهر را به وجود آورد». 

                                                                              تیلر

متأسفانه کار کرد ضمیر ناخود آگاه برای همه روشن نیست و فقط برخی از افراد در تنگناها از ضمیر باطن خود طلب یاری می‌کنند. امروزه در مورد این ضمیر و نقش آن در زندگی صدها کتاب نوشته شده که همگی در یک مطلب هم‌صدا هستند: «آرزوها و اهداف خود را به ضمیر باطن بسپارید تا با دقت روی آن کار کند و نتیجه ی صحیح را در اختیارتان قرار دهد».

سپردن آرزوها و خواسته‌ها به ضمیر باطن و درخواست راه حل از آن چنانچه بصورت یک عادت روزمره درآید، به حل مشکلات کمک موثری خواهد کرد.

همه ی ما استعداد نابغه شدن داریم، به شرطی که قادر به استفاده از اندیشه ی خلاق خود باشیم.

اراده کنید و اجازه دهید ضمیر ناخود آگاه شما کانون آرمان‌ها، اهداف و خواسته‌هایتان باشد. ضمیر ناخود آگاه مانند سایر اعضاء بدن موقتاً به خواب نمی‌رود بلکه پیوسته در حال فعالیت و تکاپوست؛ بنابراین افکار مثبت و منفی شما، خواسته یا ناخواسته، به ضمیر ناخود آگاه راه می‌یابد و با نگاه موشکافانه مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. البته بهتر است با بکارگیری «اراده» افکار مثبت و سازنده را به ضمیر ناخود آگاه انتقال دهید، زیرا افکار منفی و مخرب پاسخ‌های ناخوشایندی را نیز به دنبال خواهند داشت. مثل فارسی زیر مصداق بارز این گفته است:

«از آنچه می‌ترسیدم به سرم آمده»

ضمیر باطن همواره به خواسته‌های درونی اعم از مثبت یا منفی پاسخ می‌دهد. در نتیجه اگر از موضوعی بترسید و دائماً آن را با خود تکرار کنید، مغز نیز بدون تبعیت از شما همان پاسخی را می‌‌دهد که شما پیش خود تکرار کرده‌اید.

هرگز ذهن خود را با این افکار که من عوض شدنی نیستم، این جوری به دنیا آمده‌ام، زندگیم با این حرف‌ها تغییر نمی‌کند و یا وضع من با دیگران فرق دارد آلوده نسازید، زیرا اندیشه ی منفی همواره به نتایج منفی می‌انجامد.سعی کنید زندگی را از دریچه‌ای دیگر ببینید تا پاسخی جدید و امید بخش نصیبتان گردد.

خود را از شر افکار ناامید کننده و منفی برهایند. فقط در این صورت است که می‌توانید به آرزوهای دور و درازتان جامه ی عمل بپوشانید. مطلب مهمی که همواره باید در نظر داشته باشید، توصیه ی ماکسول مالتز است. او می‌گوید: «سعی کنید در آن واحد تنها یک مساله را به مغز بسپارید.» به این ترتیب، شما باید در هر لحظه تمام آگاهی خود را به یک کار متمرکز سازید و بقیه را به طور موقت رها کنید. پس از حل یک مشکل، خواسته ی دیگری را به مغز بسپارید و در انتظار راه حل باشید.

در مقاله ی بعد به چهار مرحله از موفقیت اشاره می کنیم.

ادامه دارد...

 

منبع: منبع:کتاب تکنولوژی و مهندسی فکر

نویسنده:دکتر محمد علی حقیقی

حرف نزن!عمل کن

حرف نزن!عمل کن

موفقیت،بزرگترین آرزوی بشر(7)

موفقیت
مقاله ی قبل(غیر ممکن، محال است)

 

مراحل موفقیت

 

انسان‌های برتر راه ثابتی را برای موفقیت در پیش می‌گیرند و با پا نهادن در این راه به موفقیت نهایی می‌رسند. زیرا افراد برای رسیدن به موفقیت باید مراحلی را طی کنند و علت اینکه برخی به هدف‌های خود و در نتیجه به موفقیت نمی‌رسند و یا زندگانی دلخواه خود را ندارند این است که این مراحل را یا اصلاً انجام نداده‌اند و یا به درستی به کار نگرفته‌اند. با اجرای این چهار دستور، نیروی موفقیت را در خود تقویت کنید:

1- اولین قدم آن است که نتیجه ی دلخواه را بدانید، یعنی هدف را مشخص کنید.

توجه داشته باشید که مشکل‌ترین مرحله در رسیدن به موفقیت، انتخاب و مشخص کردن هدف است. هدف و مقصود در زندگی مانند موتوری است که به ما نیرو می‌بخشد. باید اهداف را در کار و زندگی معین کرد و برای رسیدن به آنها طرح و نقشه‌ای ریخت و سپس آن را اجرا کرد. باید بر پایه هدف‌های خود برنامه ی سالیانه و ماهیانه بریزید و همه ی نیروی خود را روی آن متمرکز کنید. باید توجه داشته باشید بین اعمالی که برای دستیابی به هدف انجام می‌شود و کارهایی که برای دلخوشی و تسکین هیجان‌های درونی انجام می‌گیرد، تفاوت بسیار وجود دارد. باید اوقات و نیروی خود را به کارهایی اختصاص دهید که جزیی از هدف‌هایتان باشد در غیر این‌صورت حتی اگر آن کارها مفید هم باشند، شما را به مقصد نمی‌رسانند. هر طور شده طرحی برای خود بریزید و هر عملی را که برای تکمیل آن لازم می‌باشد انجام دهید.

بعضی از کسانی که در اطراف ما هستند هدف دارند ولی هدف‌های آنها بی‌ارزشند. باید سعی کنید اهداف ارزشمندی برای خود انتخاب نمایید.

هدف مشترک انسان‌های موفق، خودسازی و رشد شخصیت، خلاقیت، خدمت به بشریت و نوع دوستی و از این قبیل می‌باشد. چنین هدف‌هایی است که آنها را از دیگران ممتاز می‌سازد.

سعی کنید هدف‌هایی را که برای خود انتخاب می‌کنید روشن باشند. رسیدن به هدف را باور کنید و قابل دسترسی بدانید. یکی از ویژگی‌های  افراد موفق آن است که وقتی با آنان ملاقات می‌کنید آنها را مانند موشکی می‌بینید که به روی هدفی شتابان در حرکتند. در هر لحظه مسافتی را طی می‌کنند و همه ی نیروی خود را به کار گرفته‌اند تا به هدف اصابت کنند.

2- قدم دوم ،عمل کردن است.

در غیر این‌صورت خواسته‌های شما به صورت آرزو باقی خواهند ماند. برای انجام هدف و به اجرا در آوردن آن باید شرایط لازم فراهم باشد و گرنه یا انجام نمی‌شوند، یا به تأخیر می‌افتند. همیشه به خاطر داشته باشید که اگر در زندگی طالب چیزهای ارزشمند و رسیدن به موفقیت هستید ناچار باید رنج‌های کوتاه مدتی را تحمل کنید تا به خوبی‌های دراز مدت دست یابید. البته رنج و لذت دارای سطوح و درجات بسیار است. بسیاری از افراد می‌خواهند در زندگی خود به موفقیت برسند ولی قادر به انجام آن نیستند و سرخورده می‌شوند. زیرا این افراد سعی نکرده‌اند در رفتارهای خود تغییری ایجاد کنند و به رفع مشکل بپردازند. یک انسان موفق باید ابزار و امکانات اولیه را مدنظر داشته باشد و بداند که شنیدن، دیدن، درک کردن و تجزیه و تحلیل کردن یک طرف قضیه است آنچه که از همه ی اینها مهم‌تر است تصمیم‌گیری و اجرا کردن است.

3- قدم سوم یافتن راهی برای کنترل است.

باید بازتاب‌ها و نتایج اقدامات خود را مورد بازنگری و بررسی قرار دهیم تا بفهمیم، کارها و اقداماتی که انجام می‌دهیم، ما را به موفقیت و رسیدن به اهدافمان نزدیک می‌کند و یا از آن دور می‌سازد. باید بدانید دستاورد عملکرد شما چیست. خواه عملکرد شما گفتگو با  کسی باشد و یا عادات روزمره زندگی، اگر آن دستاورد، دلخواه شما نیست، دقت کنید که عمل شما چه نتایجی به بار آورده تا بعنوان تجربه انسانی از آن چیزی یاد بگیرید.

4- قدم چهارم ایجاد نرمش برای تغییر رفتار به گونه‌ای که به نتیجه دلخواه برسیم.

باید رفتارهای خود را با توجه به تغییرات جدید تغییر دهیم تا با هدفمان سازگاری پیدا کند. برای اینکه تغییر پایداری در زندگی خود به وجود آورید، باید راه تازه‌ای بیابید و نتایج آن را خوب بررسی کنید.

باید بدانید که اولین قدم برای ایجاد هر گونه تغییر رفتار، آگاهی از نیروی عظیم رنج و لذت و تأثیر این عواطف بر اعمال و کردار ماست. این آگاهی بدان معنی است که بدانیم اندیشه‌ها، جملات، تصورات و صداها همیشه با احساسی از رنج و یا لذت همراه است و تلفیق آنها عملی است که بطور مداوم در ذهن ما انجام می‌شود.

ما باید برای رسیدن به هدف مورد نظر خود رفتارهای خود را تغییر دهیم، زیرا با رفتارهای  گذشته‌‌مان نمی‌توانیم به هدف تازه‌ای برسیم. نیازمند تغییرات جدید هستیم تا تناسبی بین رفتارها و اهدافمان ایجاد شود و در نتیجه به موفقیت برسیم.

در مقاله ی بعد «به چگونگی به خدمت گرفتن محیط اطراف» برای رسیدن به« موفقیت» می پردازیم.

ادامه دارد...

منبع: منبع:کتاب تکنولوژی و مهندسی فکر

نویسنده:دکتر محمد علی حقیقی

به کوری چشم حسودان

به کوری چشم حسودان

موفقیت،بزرگترین آرزوی بشر(8)

 

مقاله ی قبل(حرف نزن!عمل کن)

 

برای دستیابی به موفقیت محیط اطراف خود را به خدمت بگیرید.

 

هر فرد در محیطی قرار دارد که اگر بتواند بر محیط و عوامل محیطی آن تسلط پیدا کند و در جهت منافع خود از آنها استفاده نماید، حتماً به موفقیت دست خواهد یافت. برای خدمت گرفتن محیط اطراف خود اقدامات زیر را انجام دهید:

 

1- نسبت به محیط خود هوشیار باشید. هر اتقاقی که در محیط  اطرافیان می‌افتد ببینید و آن را در جهت رسیدن به موفقیت بکار بندید.

 

2- محیط خود را به گونه‌ای تحت اختیار درآورید که در جهت منافعتان کار کند نه به ضررتان، سعی کنید محیط اطرافتان را در جهت منافع خودتان تغییر دهید.

 

3- اجازه ندهید مردم کوچک اندیش شما را عقب نگه دارند. مردم حسود دوست دارند زمین خوردن شما را ببینند، آنها را از این لذت محروم کنید. همواره در نظر داشته باشید که معاشرت با مردم کوچک اندیش شما را نیز کوچک‌اندیش خواهد کرد، پس، از معاشرت با آنها خودداری کنید و به عقاید و نظرات آنها کوچک‌ترین اهمیتی ندهید.

 

«اگر تا بحال مورد حسادت واقع نشده‌اید، به این دلیل است که تا بحال به کار بزرگی دست نزده‌اید.»
 
4- به خودتان استراحت روحی فراوان بدهید. با گروه‌های جدید رفت و آمد کنید؛ و دقت داشته باشید که افراد، شما را در رسیدن به اهدافتان کمک و یاری کنند، نه اینکه مانع شما شوند.

 

5- از مردم موفق راهنمایی بخواهید. آینده ی شما مهم است. پس با این کار می‌توانید برای آینده ی خود برنامه‌ریزی کنید تجارب آنها را به کار ببندید تا به موفقیت‌های مثبتی که آنها رسیده‌اند برسید.

 

6- سموم فکری را از محیط خود به دور افکنید. از غیبت دوری کنید، راجع به مردم حرف نزنید و در موضع مثبت قرار بگیرید.

 

7- در هر کاری که انجام می‌دهید درجه یک و بهترین باشید. نگذارید دیگران از شما پیشی بگیرند و شما عقب بمانید. همیشه سعی کنید نفر اول باشید.

 

در مقاله ی بعد به بحث"

تسلط بر قابلیت های شخصی برای رسیدن به  موفقیت "می پردازیم.

 

ادامه دارد...

 

منبع:کتاب تکنولوژی و مهندسی فکر

نویسنده:دکتر محمد علی حقیقی